غزل شمارهٔ ۸۸۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و وجدانی شاعر است. شاعر از آتش عشق و شور و شوقی که دوباره در دلش شعلهور شده، سخن میگوید و از درد و رنجی که این حس به او میدهد، ناله میکند. او دل خود را به صحرا و سویی ناشناخته میبرد و از تسلط عشق بر دلش میگوید. همچنین به قدرت الهی و امید به یاری خداوند اشاره میکند و در نهایت به عشق آسمانی و ارتباط خود با معشوق اشاره مینماید، که او را بالاتر از هر موجودی میداند و به او احترام بسیار قائل است. شعر در نهایت به ابراز نیاز انسان به عشق و زیباییهای روحانی میپردازد.
آه که بار دگر آتش در من فتادوین دل دیوانه باز روی به صحرا نهاد
هوش مصنوعی: اوه، دوباره آتش عشق در وجودم شعلهور شده و این دل شیدای من دوباره به سمت دشت و بیابان میرود.
آه که دریای عشق بار دگر موج زدوز دل من هر طرف چشمه خون برگشاد
هوش مصنوعی: اه، چطور عشق دوباره همچون دریا طغیان کرد و از دل من در هر سو چشمهای از خون جوشید.
آه که جست آتشی خانه دل درگرفتدود گرفت آسمان آتش من یافت باد
هوش مصنوعی: آه! چقدر سریع شعلههای آتش دل مرا سوزاند و دود آن به آسمان رفت. به طوری که باد نیز آتش درونم را حس کرد.
آتش دل سهل نیست هیچ ملامت مکنیا رب فریاد رس ز آتش دل داد داد
هوش مصنوعی: دل آتشین من، تحمل سرزنش را ندارد، ای خدا، کمکم کن که از این درد شدید رهایی یابم.
لشکر اندیشهها میرسد از بیشههاسوی دلم طلب طلب وز غم من شاد شاد
هوش مصنوعی: افکار و اندیشهها مانند لشکری از جنگلها به سوی قلب من میآیند و در جستجوی خوشی و شادکامی هستند و از غم و اندوه من شادی مییابند.
ای دل روشن ضمیر بر همه دلها امیرصبر گزیدی و یافت جان تو جمله مراد
هوش مصنوعی: ای دل روشن و دانا، تو بر دلهای دیگران سروری. با صبر و تحمل، به مقصود نهایی خود رسیدی و جان تو به تمام آرزوهایت دست یافت.
چشم همه خشک و تر مانده در همدگرچشم تو سوی خداست چشم همه بر تو باد
هوش مصنوعی: چشمهای همه، چه خشک و چه تر، به یکدیگر دوخته شده، اما نگاه تو به خداست. همه چشمها به تو خیرهاند.
دست تو دست خدا چشم تو مست خدابر همه پاینده باد سایه رب العباد
هوش مصنوعی: دست تو شبیه دست خدا و چشمانت مانند چشمهای خدا مست و شگفتانگیز است. بر همهچیز سایه رحمت خداوند پایدار باد.
ناله خلق از شماست، آنِ شما از کجاست ؟این همه از عشق زاد عشق عجب از چه زاد ؟
هوش مصنوعی: درد و ناله مردم به خاطر شماست، حالا شما از چه چیزی رنج میبرید؟ این همه عشق از عشق زایش پیدا کرده، جای تعجب است که از چه چیزی به وجود آمده.
شمسِ حقِ دین توی مالک مُلک وجودای که ندیده چو تو عشق دگر کیقباد
هوش مصنوعی: تو روشنیساز دین هستی و مالک همهچیز، که هیچکس در عشق مانند تو دیده نشده است.