غزل شمارهٔ ۹۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف آمدن ساقی عشق و شراب دلنشین میپردازد. شاعر به بیچارگان بشارت میدهد که چارهای برایشان آمده است. وجود عشق به عنوان امیری که شرابخانه را گشوده، برکات زیادی به همراه دارد. از دل شراب، جان و نشاط به مردم میرسد و مکانهای مقدس از عشق سرشار میشود. در این لحظه، همه مردم شاداب و بینظیر میشوند، چون زیر نور عشق قرار گرفتهاند. عشق موجب میشود که افراد به نوعی در حالت فقر روحی و جسمی، با عشق و زیبایی جان بگیرند. در نهایت، شاعر دعوت میکند که گوش و قلب خود را به این حقیقت باز کنند و از زیباییهای عشق بهرهمند شوند.
بیا که ساقی عشق شرابباره رسیدخبر ببر بر بیچارگان که چاره رسید
هوش مصنوعی: بیا و پیش فروشنده عشق برو، زیرا شراب با طراوت و خوشگوار به دست رسیده است. به بیچارگان بگو که زمانی برای نجات و کمک به آنها فرا رسیده است.
امیر عشق رسید و شرابخانه گشادشراب همچو عقیقش به سنگ خاره رسید
هوش مصنوعی: عشق به اوج خود رسید و محلی برای نوشیدن شراب فراهم شد، شراب مانند سنگ عقیق به لطافت و زیبایی به آنجا آمد.
هزار چشمه شیر و شکر روان شد از اوشکاف کرد و به طفلان گاهواره رسید
هوش مصنوعی: هزار چشمه شیر و شکر از او جاری شد و او فاصله را شکافت و به سوی کودکان در گهواره رفت.
هزار مسجد پر شد چو عشق گشت امامصلوه خیر من النوم از آن مناره رسید
هوش مصنوعی: وقتی عشق بر دلها حاکم شد، هزار مسجد پر از worshipers شد و صدای اذان از منارهها به گوش رسید. این صدا باعث شد که مردم به یاد خدا بیفتند و از خواب غفلت بیدار شوند.
بریز دیگ حلیماب را که کاسه رسیدگشاده هِل سَرِ خُم را که دُردخواره رسید
هوش مصنوعی: بریز دیگ حلیم را که ظرف غذا آماده است، درپوش خمره را بلند کن که مهمان مست و سرحال آمده.
چو آفتاب جمالش به خاکیان درتافتزحل ز پرده هفتم پی نظاره رسید
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی او مانند آفتاب بر زمیننشینان تابید، زحل از لایه هفتم آسمان به منظور تماشا و دیدن او نزدیک شد.
شدیم جمله فریدون چو تاج او دیدیمشدیم جمله منجم چو آن ستاره رسید
هوش مصنوعی: ما همه مانند فریدون شدیم وقتی تاج او را مشاهده کردیم، و همه مانند منجمان شدیم زمانی که آن ستاره را دیدیم.
شدیم جمله برهنه چو عشق او زد راهشدیم جمله پیاده چو او سواره رسید
هوش مصنوعی: زمانی که عشق او به ما سرایت کرد، دیگر نتوانستیم خود را پنهان کنیم و مانند افراد برهنهای شدیم. به همین خاطر، همگی به سمت او حرکت کردیم، در حالی که او با قدرت و راحتی در حال پیش رفتن بود.
چو پاره پاره درآمد به لطف آن دلبربدان طمع دل پرخون پاره پاره رسید
هوش مصنوعی: زمانی که آن محبوب با ناز و لطافت وارد شد، دل پر درد من هم به خاطر امید و آرزوهایی که داشتم، مانند تکههای پارچه پاره پاره شد.
بده زبان و همه گوش شو در این حضرتشتاب کن که پی گوش گوشواره رسید
هوش مصنوعی: برای رسیدن به حقیقت، فقط گوش بده و از خودت سخن نگو. با شتاب در این مسیر حرکت کن، زیرا در این گوش، به جواهر بزرگی دست خواهی یافت.