غزل شمارهٔ ۹۱۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره ارتباط انسان با عشق و حقیقت زندگی است. شاعر با اشاره به اینکه هر چیزی که انسان در زندگی کاشت، همان را برداشت میکند، بر اهمیت عشق تأکید میکند و میگوید عشق تنها قیمتی است که انسان میتواند بر آن تکیه کند. او به تصاویری از عشق و زیبایی اشاره میکند، مانند آمدن معشوق به خانه و دلدادگی، و بر این باور است که عشق و حقیقت زندگی باید در کنار هم باشند. در نهایت، شاعر به زیبایی و لطافت زندگی و هنر شعر اشاره کرده و میگوید که ارزش هنر در ابراز عشق و زیبایی نهفته است.
درخت و برگ برآید ز خاک این گویدکه «خواجه هر چه بکاری تو را همان روید»
هوش مصنوعی: درخت و برگ از خاک رشد میکنند و به ما میگویند که هر چیزی را که در زندگی بکاری، همان را برداشت خواهی کرد.
تو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکارکه چیست قیمت مردم؟ هر آنچ میجوید
هوش مصنوعی: اگر تو چیزی جز عشق در دل نداری، ارزش انسانها چه معنی دارد؟ هرکس به دنبال چهچیزی است؟
بشو دو دست ز خویش و بیا به خوان بنشینکه آب بهر وی آمد که دست و رو شوید
هوش مصنوعی: دستهایت را از خودت دور کن و بیا بر سر سفره بنشین؛ زیرا آب برای تو آمده تا دست و صورتت را بشویی.
زهی سلیم که معشوق او به خانه اوستبه سوی خانه نیاید؛ گزاف میپوید
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که محبوب او در خانهاش حضور دارد، اما به جای این که به سمت خانه بیاید، بیهدف در کوچهها میچرخد.
به سوی مریم آید دوانه گر عیسیستوگر خر است بهل تا کمیز خر بوید
هوش مصنوعی: اگر عیسی به سمت مریم بیاید، چه او دیوانه باشد و چه خر، باید به او اجازه دهید تا نرود، زیرا بوی خر او را دربرمیگیرد.
کسی که همره ساقیست چون بود هشیار؟چرا نباشد لمتر؟ چرا نیفزوید؟
هوش مصنوعی: کسی که همراه با ساقی است، چگونه میتواند هوشیار باشد؟ چرا نباید مست شود؟ چرا نباید به خُود بیفزاید و احساس نشئگی کند؟
کسی که کان عسل شد ترش چرا باشد؟کسی که مرده ندارد بگو چرا موید؟
هوش مصنوعی: کسی که مانند عسل شیرین و خوش طعم است، چرا باید ترش و تلخ باشد؟ و فردی که بیهمنفس و بییار است، چرا باید در زندگیاش خوشحال و موفق باشد؟
تو را بگویم پنهان که گل چرا خنددکه گلرخیش به کف گیرد و بینبوید
هوش مصنوعی: میخواهم به تو بگویم که چرا گل میخندد؛ زیرا چهره زیبایش را در دستان کسی میگیرد و بوی خوشش را به مشام میرساند.
بگو غزل که به صد قرن خلق این خوانندنسیج را که خدا بافت آن نفرسوید
هوش مصنوعی: بگو که غزل، عمری به اندازهٔ صد قرن، مردم این شعر را میخوانند. این شعر را خدا بافته و هیچگاه کهنه نمیشود.