غزل شمارهٔ ۹۲۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی مربوط به محبوبی است که به زندگی و جهان رونق و بال و پر میدهد. شاعر از خداوند شکرگزاری میکند که عشق آن معشوق به انسانها نور و امید میبخشد. در ادامه، به داستان یوسف و برادرانش اشاره میکند و درباره توبه و پشیمانی آنها از گناه سخن میگوید. یوسف به خاطر برادرانش از خداوند در خواست عفو میکند و در نهایت به پیروزی و رحمت دست مییابد. شاعر همچنین به تلاش عابدان و پیران اشاره میکند که برای نجات مردم از عذاب و فساد در تلاشاند و در آخر میگوید که هر شب گرچه زیباست، اما بدون نور حقیقت و معرفت، همچنان در ظلمت میماند.
ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مرادهر آن که توبه کند توبهاش قبول مباد
هوش مصنوعی: به خاطر عشق به چهره زیبای تو، ای منبع آرزوها، هر کسی که از کرده خود پشیمان شود، از دل پذیرفته خواهد بود.
هزار شکر و هزاران سپاس یزدان راکه عشق تو به جهان پر و بال بازگشاد
هوش مصنوعی: بسیار سپاسگزارم از خداوند که عشق تو را همچون پر و بالی برای جهان گشود.
در آرزوی صباح جمال تو عمریجهان پیر همیخواند هر سحر اوراد
هوش مصنوعی: هر روز صبح، جهانی کهن و پیر در تلاش است تا زیبایی و جمال تو را ببیند و به خاطر آن دعا و نیایش میکند.
برادری بنمودی شهنشهی کردیچه داد ماند که آن حسن و خوبی تو نداد
هوش مصنوعی: برادری از خود نشان دادی و مقام شاهانهای را در حق من به کار بردی، اما در عوض چه چیزی به من دادی که همان زیبایی و خوبی تو را نداشت؟
شنیدهایم که یوسف نخفت شب ده سالبرادران را از حق بخواست آن شه زاد
هوش مصنوعی: به ما گفتهاند که یوسف به مدت ده سال شبها نمیخوابید تا برادرانش را از حق و حقوقشان آگاه کند.
که ای خدای اگر عفوشان کنی کردیوگر نه درفکنم صد فغان در این بنیاد
هوش مصنوعی: ای خدا، اگر مرا ببخشایی، میپذیرم، وگرنه به خاطر درد و رنجی که دارم، فریاد بلندی سر میدهم و اعتراض میکنم.
مگیر یا رب از ایشان که بس پشیماننداز آن گناه کز ایشان به ناگهان افتاد
هوش مصنوعی: خداوند، از این افراد چیزی نگیر؛ زیرا آنها از گناهی که ناگهان مرتکب شدهاند، به شدت پشیمان هستند.
دو پای یوسف آماس کرد از شبخیزبه درد آمد چشمش ز گریه و فریاد
هوش مصنوعی: یوسف با درد پاهايش به حالت آماس در آمده، از شب تا صبح به خاطر گریه و فریاد چشمش به سوزش افتاده است.
غریو در ملکوت و فرشتگان افتادکه بهر لطف بجوشید و بندها بگشاد
هوش مصنوعی: در آسمان و در عالم ملکوت صدایی بلند شد و فرشتگان به شوق و شادابی آمدند، زیرا لطف و رحمت خداوند بر دلها نشست و زنجیرها و قید و بندها را گشود.
رسید چارده خلعت که هر چهارده تانپیمبرید و رسولید و سرور عباد
هوش مصنوعی: بهار و جوانی با خود نعمت و زیبایی به همراه میآورد و هر یک از ما در این دوران، با ویژگیهای خاص خود، مملو از شور و نشاط هستیم. این دوران، زمانی است که میتوانیم به اوج خود برسیم و به دیگران نیز انگیزه و امید بدهیم.
چنین بود شب و روز اجتهاد پیران راکه خلق را برهانند از عذاب و فساد
هوش مصنوعی: پیران و بزرگانی که در دین و علم تلاش میکردند، هر روز و هر شب میکوشیدند تا مردم را از عذاب و فساد نجات دهند و راهی درست به آنان نشان دهند.
کنند کار کسی را تمام و برگذرندکه جز خدای نداند زهی کریم و جواد
هوش مصنوعی: برخی افراد به کار دیگران میرسند و آن را به پایان میرسانند، در حالی که فقط خداوند از آن باخبر است. چه خوب است خداوند که مهربان و بخشنده است.
چو خضر سوی بحار ایلیاس در خشکیبرای گم شدگان میکنند استمداد
هوش مصنوعی: چنانکه خضر به سوی دریا میرود، ایلیاس نیز در خشکی به کمک گمشدگان میآید.
دهند گنج روان و برند رنج رواندهند خلعت اطلس برون کنند لباد
هوش مصنوعی: ثروت و خوشی را به انسان میدهند و از او سختیها را میبرند. لباس زیبا و مجللی به او میپوشانند و او را از رنجها نجات میدهند.
بس است باقی این را بگویمت فرداشب ار چه ماه بود نیست بیظلام و سواد
هوش مصنوعی: به اندازه کافی است، بگذار فردا شب دربارهاش صحبت کنم. حتی اگر ماه هم باشد، بدون تاریکی و سیاهی نیست.