غزل شمارهٔ ۹۳۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف معشوقی میپردازد که دل را به دست دارد و در مراقبت از دل عاشق شب و روز میکوشد. شادی و خوشی در وجود او متجلی است و او را یار دلانگیزی میداند. شاعر اشاره میکند که معشوق به حدی عالی است که دستش به آسمان میرسد و از زیبایی و نور او بهرهمند است. همچنین به عشق و اعتماد به نفس در برابر مشکلات اشاره میکند و میپرسد که چرا کسی که به عشق او افتخار میکند، از دلیر بودن و نبرد با دشواریها هراسی داشته باشد. در نهایت، شاعر به جفای معشوق اشاره دارد و میگوید که حتی جفاهایش نیز میتواند دل را راضی کند و او به طراوت و زندگی روح میدهد.
مها به دل نظری کن که دل تو را داردکه روز و شب به مراعاتت اقتضا دارد
هوش مصنوعی: مها، به قلب خود نگاهی بینداز که قلب تو را دارد. این قلب همیشه در فکر و رعایت حال توست، چه در روز و چه در شب.
ز شادی و ز فرح در جهان نمیگنجدکه چون تو یار دلارام خوش لقا دارد
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ چیز به اندازهی شادی و خوشحالی که از داشتن تو به دست میآید، جا نمیشود.
همیرسد به گریبان آسمان دستشکه او چو سایه ز ماه تو مقتدا دارد
هوش مصنوعی: دست او به آسمان میرسد و مانند سایهای که از ماه تو سرچشمه میگیرد، او همواره از تو پیروی میکند.
به آفتاب تو آن را که پشت گرم شودچرا دلیر نباشد حذر چرا دارد
هوش مصنوعی: چرا کسی که تحت نور و گرمای آفتاب قرار میگیرد، باید از خطرات بترسد و دلیر نباشد؟
چرا به پنجه کمرگاه کوه را نکشدکسی که ز اطلس عشق خوشت قبا دارد
هوش مصنوعی: چرا باید کسی که لباسش از پارچه ی زیبای عشق دوخته شده، به جنگ و زد و خورد با قدرت کوه اقدام نکند؟
تو خود جفا نکنی ور کنی جفا بر دلبکن بکن که به کردار تو رضا دارد
هوش مصنوعی: اگر خودت خیانت نکنی، یا اگر خیانت نیز کنی، دل را آزرده کن، زیرا دل به رفتار تو راضی است.
چرا نباشد راضی بدان جفای لطیفکه او طراوت آب و دم صبا دارد
هوش مصنوعی: چطور ممکن است کسی از بینظمی و ناملایمات رنج نبرد در حالی که او شادابی و تازگی جریان آب و نسیم صبح را دارد؟
در آتش غم تو همچو عود عطاریستدل شریف که او داغ انبیا دارد
هوش مصنوعی: دل من در آتش غم تو مانند عود خوشبوست که عطرش در فضا پخش میشود، و این غم با داغی که پیامبران داشتهاند، بر دل من سنگینی میکند.
خمش خمش که سخن آفرین معنی بخشبرون گفت سخنهای جان فزا دارد
هوش مصنوعی: سکوت کن که سخنسرا با کلماتش معانی عمیقی را به وجود میآورد و سخنانی دارد که جان را شاداب میکند.