غزل شمارهٔ ۹۹۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و شیرینی انسانها و لذتی است که از با آنها گفتوگو کردن حاصل میشود. شاعر به وصف زیباییهای انسانی و همچنین احساساتی که در برخورد با این زیباییها میگذرد، میپردازد. او به عشق و نیاز به زیبایی اشاره میکند و تأکید میکند که در دنیای فانی و پر از تلاطم، عشق و زیبایی میتوانند خوشحالی و رضایت را به ارمغان بیاورند. در نهایت، شاعر خود را بنده شمس ملت و دین میداند و دعوت به عشق و زیبایی میکند.
خسروانی که فتنهای چینیدفتنه برخاست هیچ ننشینید
هوش مصنوعی: شاهی که دسیسهای به وجود آورد، خود به زودی با نتیجهی آن دسیسه روبهرو میشود و هیچگاه نمیتواند آرام بنشیند.
هم شما هم شما که زیباییدهم شما هم شما که شیرینید
هوش مصنوعی: شما هم زیبا هستید و هم شیرین.
همچو عنبر حمایلیم همهبر بر سیمتان که مشکینید
هوش مصنوعی: ما همه مانند عنبر هستیم و به یکدیگر حمایت میکنیم، زیرا شما خوشبو و زیبا هستید.
لذتی هست با شما گفتنهم شما داد جان مسکینید
هوش مصنوعی: صحبت با شما برای من لذتبخش است و شما همچون روحی برای من هستید که به زندگیام جان میدهد.
نشوم شاد اگر گمان دارمکه گهی شاد و گاه غمگینید
هوش مصنوعی: اگر فکر کنم که همیشه شاد و گاهی هم غمگین هستید، دیگر شادی من واقعی نخواهد بود.
بل که بر اسب ذوق و شیرینیتا ابد خوش نشسته در زینید
هوش مصنوعی: شادی و لذت همواره بر فراز اسبی نشسته و در زین آن قرار دارد.
شاهدان فانی و شما جملهبا لب لعل و جان سنگینید
هوش مصنوعی: شاهدان زودگذر و شما همگی با لبهای سرخ و دلهایی سنگین و غمگین هستید.
در صفای می شهان دیدیمکه شما چون کدوی رنگینید
هوش مصنوعی: در زیبایی و صفای دیوانگان شراب، ما شما را دیدیم که همچون کدوهای رنگارنگ هستید.
در بهشتی که هر زمان بکریستمرد آیید اگر نه عنینید
هوش مصنوعی: در بهشتی که هر لحظه چیزهای تازه و جالبی وجود دارد، بیایید اگر شما هم به دنبال تجربیات جدید هستید و هیچگونه محدودیتی ندارید.
تبریزی شوید اگر در عشقبنده شمس ملت و دینید
هوش مصنوعی: اگر در عشق به شمس، که باعث رستاخیز ملت و دین است، هستید، باید مانند تبریزیها رفتار کنید و به عشق و دیانت پایبند باشید.