غزل شمارهٔ ۱۰۲۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به معشوق خانگی خود دعوت میکند تا از سفر بازگردد و زهرجامهاش را بگشاید. او به ساقی اشاره میکند که روحش به مانند کشتی نوح است و هنوز خالی است. شاعر از احساسات درونی خود میگوید و میخواهد بفهمد چرا چنین عیب و ملامتی متوجه او شده است. او به صفات عشق اشاره میکند و تضاد بین حالتهای خشک و تر را به تصویر میکشد، در نهایت به شخصیت “شمس دین” اشاره میکند که در تبریز شناخته شده است. این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و جستجوی معشوق در دو جهان است.
ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفرپسته لعل برگشا تا نشود گران شکر
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبا، به خانهام بیا و از سفر بازگرد، تا بتوانیم با عشق و شادی کنار هم باشیم و این لحظههای شیرین را از دست ندهیم.
ساقی روح چون توی کشتی نوح چون تویتا که تهیست ساغرم خون چه پرست این جگر
هوش مصنوعی: ای ساقی، چون کشتی نوح، در حال حاضر تویی که در این دنیای پر از آشفتگی، آرامش را به ارمغان میآوری. زمانی که ساغر من خالی است، تمام وجودم، خون و جگرم، در حسرت پر شدن آن به سر میبرد.
طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزیندر دو جهان یکی بگو کو صنمی کجا دگر
هوش مصنوعی: از روی کینه، مرا آزرده خاطر میکند. ای دل! در این دو جهان، فقط یکی را بگو، کجا میتوانی دوستی دیگر پیدا کنی؟
آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش توگفت کههای گم شدم این ملکست یا بشر
هوش مصنوعی: قلمی که نقشی از تو را به تصویر کشید، هنگامی که تو را دید، گویی گفت: "من کجا گم شدم؟ آیا این دنیا متعلق به من است یا به یک انسان دیگر؟"
جان و جهان چرا چنین عیب و ملامتم کنیدر دل من درآ ببین هر نفسی یکی حشر
هوش مصنوعی: چرا جان و دنیای من را اینگونه نقص و سرزنش میکنی؟ در دل من وارد شو و ببین که هر نفسی که میکشم، یک قیامت است.
عشق بگوید الصلا مایده دو صد بلاخشک لبی و چشم تر مایده بین ز خشک و تر
هوش مصنوعی: عشق میگوید که ای مهمان، بیست بلا آمادهاند. لبهای خشک و چشمان اشکآلود من را ببین که چگونه در میان این خشکی و تری قرار دارند.
چونک چشیدی این دو را جلوه شود بتی تو راشهره یکی ستارهای بنده او دو صد قمر
هوش مصنوعی: وقتی که تو زیبایی این دو را دیدی، مانند مجسمهای خواهی شد که در میان مردم مشهور است، همانند یک ستاره زیر نظر او که دوصد قمر را تحت الشعاع قرار داده است.
فاش بگو که شمس دین خاصبک و شه یقیندر تبریز همچو دین اوست نهان و مشتهر
هوش مصنوعی: به صراحت بگو که شمس دین خاصبک و شه یقین در تبریز، مانند دین خود، هم در خفا و هم مشهور است.