غزل شمارهٔ ۱۰۴۷
هوش مصنوعی: در این هوای سرد و بارانی، عشق و زیبایی یار در کنار هم دلنشینتر است. معشوقی لطیف و زیبا در کنار ماست و در این روزهای سرد بهتر است به کوی او برویم، چرا که هیچ کس مانند او وجود ندارد. در این برف، لبهای او را میبوسیم که شادی و طراوت به دل میبخشد. احساسات و یاد او چنان قوی است که گاهی دل را از جا میکَنَد.
در این سرما و باران یار خوشترنگار اندر کنار و عشق در سر
هوش مصنوعی: در این هوای سرد و بارانی، بودن معشوق زیباتر است و عشق در دل سرشار از احساسات.
نگار اندر کنار و چون نگاریلطیف و خوب و چست و تازه و تر
هوش مصنوعی: دختر زیبا و جذابی در کنار من ایستاده است، که لطیف، خوشفرم و جوان به نظر میرسد.
در این سرما به کوی او گریزیمکه مانندش نزاید کس ز مادر
هوش مصنوعی: در این سرمایی که هست، به سوی خانه او میرویم، چون هیچکس نمیتواند مانند او به دنیا بیاید.
در این برف آن لبان او ببوسیمکه دل را تازه دارد برف و شکر
هوش مصنوعی: در این برف، لبان او را ببوسیم که برف و شکر دل را شاداب و تازه میکند.
مرا طاقت نماند از دست رفتممرا بردند و آوردند دیگر
هوش مصنوعی: دیگر قدرت تحمل ندارم، از دست رفتم، مرا بردند و دوباره به من بازگرداندند.
خیال او چو ناگه در دل آیددل از جا میرود الله اکبر
هوش مصنوعی: وقتی که یاد او به یکباره به ذهنم میرسد، قلبم از جا کنده میشود و صدای "الله اکبر" در دل میزنم.