غزل شمارهٔ ۱۱۲۲
هوش مصنوعی: این شعر با تأکید بر رهایی از اندیشه و تفکر زائد، به خواننده یادآوری میکند که فکر کردن اغلب باعث ایجاد درد و رنج میشود. شاعر به زیباییها و نشانههای زندگی اشاره میکند و دعوت میکند که به جای تمرکز بر اندیشهها، به آثار و زیباییهای واقعی نگاه کنیم. همچنین به قدرت الهی و رازهای عالم اشاره دارد که فراتر از درک ماست و معتقد است که امکانات و نعمتهای خداوند به طور مستقیم و بدون واسطه در دسترس هستند. در نهایت، شاعر به اهمیت فهم نادرست و وهمی در زندگی اشاره میکند و میگوید که حقیقت و نعمتهای الهی میتوانند به سادگی به ما برسند اگر از محدودیتهای فکری رهایی یابیم.
اندیشه را رها کن اندر دلش مگیرزیرا برهنهای تو و اندیشه زمهریر
هوش مصنوعی: اندیشه و تفکر را به دل خود منتقل نکن، زیرا تو در حالتی زودگذر و ناپایدار هستی و این اندیشه، مانند سرمای سختی میباشد که میتواند به تو آسیب برساند.
اندیشه میکنی که رهی از زحیر و رنجاندیشه کردن آمد سرچشمه زحیر
هوش مصنوعی: به فکر میروی که آیا از زحمت و رنج اندیشیدن فرار وجود دارد یا نه، غافل از اینکه خودِ اندیشه کردن، منبع آن زحمت است.
ز اندیشهها برون دان بازار صنع راآثار را نظاره کن ای سخره اثیر
هوش مصنوعی: از افکار و خیالات خود خارج شو و به تماشای نشانههای هنر در بازار صنایع بپرداز، ای شخصیت تأثیرگذار.
آن کوی را نگر که پرد زو مصوراتوان جوی را کز او شد گردنده چرخ پیر
هوش مصنوعی: به آن محلی توجه کن که پر از زیباییهاست و به آن جوی که در کنار آن، زندگی و روزگار میچرخد.
گلگونهای کز اوست رخ دلبران چو گلسرفتنهای کز اوست رخ عاشقان زریر
هوش مصنوعی: چهرهای که زیباییاش از او سرچشمه میگیرد، چهرههای دلبران را همچون گل زیبا جلوهگر میکند و چهره عاشقان را نیز زینت میبخشد.
خوش از عدم همیپرد این صد هزار مرغاز یک کمان همیجهد این صد هزار تیر
هوش مصنوعی: از عدم و نیستی، صد هزار پرنده پرواز میکنند و از یک کمان، صد هزار تیر تلاش میکند.
بیچون و بیچگونه برون از رسوم و فهمبیدست میسریشد در غیب صد خمیر
هوش مصنوعی: بدون هیچ گونه قید و شرط و فرمی، فراتر از آداب و درک انسان، در عالم غیب، صدها امکان و راز پنهان وجود دارد.
بیآتشی تنور دل و معدهها فروختنان بر دکان نهاده و خباز ما ستیر
هوش مصنوعی: دل و معدهها بدون آتش در تنور وجودشان هستند و نان خود را در دکان گذاشتهاند. نانوا نیز از ماست خبر ندارد.
از لوح خاک ساده دهد صد هزار نقشوز جوش خون ماده دهد صد هزار شیر
هوش مصنوعی: از زمین ساده و خالی میتوان هزاران نقش و تصویر زیبا ایجاد کرد و از جوشیدن خون هم میتوان هزاران شیر و جوانمردی به وجود آورد.
شییء اللهی بگفتی و آمد ز چرخ بانگزنبیل برگشا که عطا آمد ای فقیر
هوش مصنوعی: خداوند چیزی را بیان کرد و از آسمان ندا آمد که ای فقیر، زود باش و کیسهات را باز کن، زیرا نعمت و بخشش آمده است.
زفت آمد آن نواله و زنبیل را دریداز مطبخ خدای نیاید صله حقیر
هوش مصنوعی: یک لقمه غذا به شدت به طرف من آمد و زنبیل را پاره کرد. از آشپزخانه خدا انتظار نمیرود که به چیزهای ناچیز توجه کند.
آن کس که من و سلوی بفرستد از هواو آنک از شکاف کوه برون میکشد بعیر
هوش مصنوعی: کسی که من و پرندگان را از آسمان میفرستد، همان کسی است که شتر را از شکاف کوه بیرون میآورد.
وان کو ز آب نطفه برآرد تهمتنیوان کو ز خواب خفته گشاید ره مطیر
هوش مصنوعی: هر کسی که از آب نطفه به دنیا بیاید، همواره دارای ویژگیهایی خاص خواهد بود و کسی که از خواب عمیق بیدار شود، راه روشنی را در زندگی پیش خواهد گرفت.
اندر عدم نماید هر لحظه صورتیتا این خیالیان بشتابند در مسیر
هوش مصنوعی: در هر لحظه، در حالت عدم، شکلی ظاهر میشود تا این خیالپردازان به سمت آن حرکت کنند.
فرمان کنم چو گفت خمش من خمش کنمخود شرح این بگوید یک روز آن امیر
هوش مصنوعی: وقتی که من فرمان دهم و بگوید سکوت کن، من نیز سکوت میکنم. خود آن امیر روزی این موضوع را توضیح خواهد داد.