غزل شمارهٔ ۱۱۴۳
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و فلسفه عشق پرداخته و از طریق تصاویری طبیعی و انسانی به عمق احساسات انسانی میپردازد. شاعر ابتدا به زیباییهای طبیعی و تغییرات آنها اشاره کرده و سپس به عشق و شور و شوقی که در دل عاشقان وجود دارد، میپردازد. در ادامه، به ناامیدی و غم نیز اشاره میشود، در حالی که دعوت به دیدن زیباییهای عالم و پیوستن به لذایذ زندگی میکند. در نهایت، شاعر به دنیای عشق و دشواریهای آن اشاره کرده و میگوید اگر عشق حقیقی را تجربه نکنی، نمیتوانی به شادیهای عمیق دست یابی.
تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگرتو برگ زرد چرایی به نوبهار نگر
هوش مصنوعی: به جای اینکه به وضعیت نامناسب خود فکر کنی، بهتر است به زیباییهای اطراف و عشق خود توجه کنی. نگاه به زمانهای خوب و امید به آینده میتواند به تو انرژی و انگیزه بدهد.
درآ به حلقه رندان که مصلحت اینستشراب و شاهد و ساقی بیشمار نگر
هوش مصنوعی: به جمع دوستان خوشگذران بپیوند و از لذایذ زندگی بهرهمند شو، چرا که در این تجمع، نوشیدنیها و زیباییها فراوان وجود دارد.
بدانک عشق جهانی است بیقرار در اوهزار عاشق بیجان و بیقرار نگر
هوش مصنوعی: بدان که عشق جهانی است پر از بیقراری، در آن هزاران عاشق وجود دارند که جانشان را از دست دادهاند و در حال آسودگی نیستند.
چو دررسی تو بدان شه که نام او نبرمبه حق شاهی آن شه که شاهوار نگر
هوش مصنوعی: وقتی تو از آن پادشاه به نیکی یاد کنی، مرا به یاد میآوری که نمیتوانم نام او را ببرم. به راستی، او پادشاهی است که شایستهٔ چنین احترامی است.
چو دیده سرمه کشی باز رو از این سو کنبدین جهان پر از دود و پرغبار نگر
هوش مصنوعی: چشمانت را سرمه بزن و از این طرف به دنیا نگاه نکن، زیرا این دنیا پر از دود و گرد و غبار است.
هزار دود مرکب که چیست این فلکستغبار رنگ برآرد که سبزه زار نگر
هوش مصنوعی: هزاران دودی که از مرکب برمیخیزد، چیست؟ این آسمان، گرد و غباری از رنگ به ارمغان میآورد که نظارهگر زمین سرسبز میشود.
نگه مکن تو به خورشید چونک درتابدبه گاه شام ورا زرد و شرمسار نگر
هوش مصنوعی: به خورشید نگاه نکن چون اینکه در شامگاه به رنگ زرد و شرمنده درمیآید.
چو ماه نیز به دریوزه پر کند زنبیلز بعد پانزده روزش تو خوار و زار نگر
هوش مصنوعی: زمانی که ماه به درخت میچسبد و سبد به دوش میزند، بعد از پانزده روز وضعیت تو را با زاری و کسر شأن ببین.
بیا به بحر ملاحت به سوی کان وصالبدان دو غمزه مخمور یار غار نگر
هوش مصنوعی: بیایید به دریای زیبایی برویم و به سوی گنجینهای از عشق برویم. به آن دو نگاه فریبنده و مست یار پناهگاهمان بنگرید.
چو روح قدس ببوسید نعل مرکب اوز نعل نعره برآمد که حال و کار نگر
هوش مصنوعی: وقتی که روح قدس نعل مرکب او را بوسید، از نعل صدایی درآمد که نشانگر حال و احوال او بود.
اگر نه عفو کند حلم شمس تبریزیتو روح را ز چنین یار شرمسار نگر
هوش مصنوعی: اگر شجاعت و بزرگواری شمس تبریزی نباشد، روح انسان از دیدن چنین یاری که شرمنده است، احساس ناامیدی و اندوه میکند.