غزل شمارهٔ ۱۲۲۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف یک شخص غمگین و ترشرو میپردازد که به کمک مشروبات، حال و هوایش تغییر میکند. او اشاره میکند که این شخص از بادههای خوشبو و شاداب بهرهمند نیست و حتی با وجود سردی و پژمردگیاش، باید به او جامی بدهند تا از غم و اندوه رهایی یابد. شاعر انتقاد میکند که برخی مشروبات باعث کوری و پیشرفت نکردن میشوند و از اینرو، توصیه میکند به دنبال بادههای حقیقی و پربار بروند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که حیات و زندگی واقعی باید درک شود و در مقابله با مرگ نباید سکوت کرد.
آن یار ترش رو را این سوی کشانیدشزین ساغر خندان رو جامی بچشانیدش
هوش مصنوعی: آن معشوق با دلخوری را به این سمت آوردند و از این جام خوشگوار، به او جرعهای نوشاندند.
زین باده نخوردست او زان بارد و سردست اوبا این همه بدهیدش جامی بپزانیدش
هوش مصنوعی: او از این مشروب نخورده و هنوز به آن سرد است؛ با این حال، به او جامی بدهید و او را مست کنید.
او سرکه چرا آرد غوره ز چه افشاردزان زهر همیبارد تا جمله بدانیدش
هوش مصنوعی: چرا سرکه از غوره درست میشود و چرا زهر که از آن برمیآید، همه را آگاه کند که به چه دلیل این کار انجام میشود؟
آن باده انگوری نفزاید جز کوریپهلوی چنین باده بالله منشانیدش
هوش مصنوعی: این بادهٔ انگوری هیچ چیزی به جز نادانی و کور شدن نمیآورد، بنابراین به این نوع باده به هیچ عنوان امیدوار نباشید.
باشد بودش سکته در گور نباید کردزین آب خضر یک کف در حلق چکانیدش
هوش مصنوعی: نباید در گور سکته کرد، بلکه باید از آب خضر یک قطره به حلقش برسانی.