غزل شمارهٔ ۱۲۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دوستش توصیه میکند که با دل و جان به عشق و درخواست از خداوند بپردازد، زیرا دعای درویش با دل شکسته حتماً مستجاب میشود. او میگوید وقتی که حقیقت را درک کردی و به عشق واقعی رسیدی، دیگر نگران نخواهی بود. همچنین اشاره میکند که باید فدای عشق شوی و خود را در خدمت آن قرار دهی. در انتها، او از کسی که به درک عمیقتری از عشق نرسیده است، میخواهد از خیالهای بیاساس فاصله بگیرد.
شنو پندی ز من ای یار خوش کیشبه خون دل برآید کار درویش
هوش مصنوعی: ای دوست نیکوکار، گوش کن به نصیحتی که میزنم؛ چون در زندگی گاهی برای درویشها، کارهایی با درد و رنج زیاد همراه است.
یقین میدان مجیب و مستجابستدعای سوخته درویش دل ریش
هوش مصنوعی: بدان که دعای درویش دلشکسته که با اشتیاق و از عمق وجودش بیان میشود، حتماً مورد قبول و اجابت قرار خواهد گرفت.
چو آن سلطان بیچون را بدیدیغنی گشتی رهیدی از کم و بیش
هوش مصنوعی: زمانی که آن سلطان بینظیر را دیدی، ثروتمند و مطمئن شدی و از حالت کم و بیش رها شدی.
چو اسماعیل قربان شو در این عشقولی را بنده شو گر نیستی میش
هوش مصنوعی: اگر به عشق واقعی رسیدی، مانند اسماعیل که برای رضای الهی قربانی شد، باید خود را فدای آن کنی. خود را از بندگی و وابستگی به عشق آزاد کن، حتی اگر در ظاهر به نظر بیاید که چیزی نداری.
چو پختی در هوای شمس تبریزاز این خامان بیهوده میندیش
هوش مصنوعی: وقتی تحت تأثیر شخصیت و ذوق شمس تبریز قرار گرفتی، دیگر به فکر این افراد بیفایده و خام نباش.