غزل شمارهٔ ۱۳۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به سلام کردن به وجودی عالی و لطیف در جهان پرداخته است. او با بیانی زیبا و شاعرانه از درک عمیق و معنویتش نسبت به عشق و زیبایی زندگی صحبت میکند. شاعر از تنهایی زمان و زندگی و غم هجرت میگوید و همچنین از محبوبی که روزهای آینده را با عشقش روشن خواهد کرد. او به گوشهایی که بتوانند صدای سلام او را بشنوند اشاره میکند و میگوید هر سلامی که در جهان شنیده میشود در حقیقت انعکاسی از سلام اوست. در نهایت، شاعر از مقام والای محبوب و نیکاندیشش ستایش میکند و برای او آرزوی جاودانگی دارد.
ای ظریف جهان سلام علیکای غریب زمان سلام علیک
هوش مصنوعی: سلام بر تو ای ظریفترین موجود در جهان، سلام بر تو ای تنها و غریب در این زمان.
ای سلام تو درنگنجیدهدر خم آسمان سلام علیک
هوش مصنوعی: سلام تو آنقدر بزرگ است که نمیتواند در مرزهای آسمان جا بگیرد. سلام من به تو نیز در این وسعت معنایی اش، آسمان را در بر میگیرد.
دی که بگذشت روی واپس کردکای ز هجرت فغان سلام علیک
هوش مصنوعی: دیروز که گذشت، حالا به عقب برمیگردد و میگوید: آه، از هجرت و دوریام، سلام بر تو!
روز فردا ز عشق تو گویدزوترم دررسان سلام علیک
هوش مصنوعی: فردا، عشق تو را زودتر از من خبر میدهد و سلام و درودم را به تو میرساند.
گوش پنهان کجاست تا شنوداز جهان نهان سلام علیک
هوش مصنوعی: گوشی که در خفا قرار دارد کجاست تا صدای سلام و درود از دنیای پنهان را بشنود؟
هر سلامی که در جهان شنویچون صداییست زان سلام علیک
هوش مصنوعی: هر سلامی که میشنوی، مانند صدایی است که از سلام مخصوصی میآید.
زین صدا درگذر برابر کوهتا ببینی عیان سلام علیک
هوش مصنوعی: از این صدا گذر کن و به دنبالش برو تا در برابر کوه، سلام و درودی را به وضوح مشاهده کنی.
من ز غیرت سلام تو پوشمتا نداند دهان سلام علیک
هوش مصنوعی: من از روی غیرت و احساس نسبت به سلام تو، آن را پنهان میکنم تا دیگران از آن مطلع نشوند.
چون ببستم دهان سلامت شدجانب گلستان سلام علیک
هوش مصنوعی: وقتی که دهانم را بستم، سلامتی به سوی گلزار آمده و به من درود میفرستد.
ای صلاح جهان صلاح الدینبر تو تا جاودان سلام علیک
هوش مصنوعی: ای صلاحالدین، سلام بر تو که صلاح جهان در دستان توست و این سلام تا همیشه با تو باشد.