غزل شمارهٔ ۱۴۴۲
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به حسرت و عشق خود میپردازد. او از سرگشتگیاش در زندگی و دلدادگیاش به معشوق صحبت میکند و بیان میکند که با وجود درد و غم ناشی از عشق، آماده است جانهای زیادی را در راه عشقش فدای معشوق کند. در واقع، او عشق را بسیار ارزشمندتر از هر چیز دیگری میداند.
زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارمزهی در راه عشق تو دل بریان که من دارم
هوش مصنوعی: آه از این سرگشتگی در دنیای بینظم و ترتیب که من با آن دست و پنجه نرم میکنم، و همچنین شگفتی از اینکه در مسیر عشق تو، قلبی سوخته و داغ دارم که من را به تنگنای عاطفی میکشاند.
وگر در راه بازار غم عشقت خریدارمبه صد جانها بنفروشم ز عشقت آنچ من دارم
هوش مصنوعی: اگر در مسیری که به سوی بازار است، غم عشق تو را بخرند، من تمام جانهایم را به خاطر عشق تو میفروشم و آنچه را که در دل دارم، تقدیم میکنم.