غزل شمارهٔ ۱۴۷۳
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به گردآمدن و لذت بردن از زندگی و عشق است. شاعر از خوانندهها میخواهد تا در کنار هم به جستجوی یار و زیباییها بپردازند و از غم و ناامیدی دور شوند. او به اهمیت عشق و وفاداری اشاره کرده و بر لزوم گشتوگذار در دل و جان تأکید میکند. به طور کلی، شعر چون خورشید درخشان و دلنشینی است که انسانها را به شادی و محبت دعوت میکند.
بیایید بیایید به گلزار بگردیمبر این نقطه اقبال چو پرگار بگردیم
هوش مصنوعی: بیایید به باغ بیاییم و در آنجا بگردیم، مثل پرگار که دور یک نقطه میچرخد، ما هم در این مکان خوشیمن دور بزنیم.
بیایید که امروز به اقبال و به پیروزچو عشاق نوآموز بر آن یار بگردیم
هوش مصنوعی: بیایید امروز با دل خوش و با امید به پیروزی، مانند عاشقانی تازهکار برای دیدن معشوقمان دور هم جمع شویم.
بسی تخم بکشتیم بر این شوره بگشتیمبر آن حب که نگنجید در انبار بگردیم
هوش مصنوعی: ما تلاشهای زیادی کردهایم و در زمینهایی که شورهزار بوده، زراعت کردهایم. در جستجوی آن چیز با ارزش هستیم که در انبار نمیگنجد و نمیتوانیم آن را نگه داریم.
هر آن روی که پشت است به آخر همه زشت استبر آن یار نکوروی وفادار بگردیم
هوش مصنوعی: هر چه که پشت صحنه باشد، در نهایت بد به نظر میرسد، پس بیایید به آن دوست زیبا و وفادار توجه کنیم.
چو از خویش برنجیم زبون شش و پنجیمیکی جانب خمخانه خمار بگردیم
هوش مصنوعی: وقتی از خودمان راضی نیستیم و احساس ناراحتی میکنیم، به سمت جایی میرویم که میتوانیم آرامش بگیریم و از غم و غصهها دور شویم.
در این غم چو نزاریم در آن دام شکاریمدگر کار نداریم در این کار بگردیم
هوش مصنوعی: در این غم اگر رها نشویم، به دام خواهیم افتاد و دیگر هیچ کار مهمی نداریم جز اینکه در این وضعیت بگردیم و به دنبال راهی باشیم.
چو ما بیسر و پاییم چو ذرات هواییمبر آن نادره خورشید قمروار بگردیم
هوش مصنوعی: ما بیپایه و اساس مانند ذرات هوا هستیم و برای رسیدن به آن خورشید نادر و درخشان، در اطرافش حرکت میکنیم.
چو دولاب چه گردیم پر از ناله و افغانچو اندیشه بیشکوت و گفتار بگردیم
هوش مصنوعی: مثل یک چرخ که پر از ناله و آواست، وقتی که اندیشهام بیسکوت و سخن است، دایم در حرکت هستیم.