غزل شمارهٔ ۱۴۸۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر یک سفر معنوی و شوق به روشنی و بیداری است. شاعر از شنیدن صدای خروس و سگ در نزدیکی صبح صحبت میکند و به نشانههای عشق و زیبایی طبیعت اشاره میکند. او به احساسات عاشقانه خود و شوق به زندگی و تجربههای جدید میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که با وجود سختیها، آنها همچنان به سوی روشنی و حقیقت حرکت میکنند و دریغ نمیکنند از تجربه کردن زندگی. او همچنین به نوعی دعوت به هوشیاری و بیداری میکند و تأکید دارد که هیچ چیز جز عشق و حقیقت نمیتواند محور زندگی باشد. در نهایت، شاعر به ستایش خورشید و پیامآوران آن میپردازد و بر نیاز به درک و پذیرش نور و روشنی تأکید میکند.
خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیمآواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم
هوش مصنوعی: بیدار شوید و خواب را کنار بگذارید، چون به پایان سفر نزدیک شدهایم. صدای خروس و سگ را از این محله شنیدهایم.
والله که نشانهای قَرویِ دهِ یارستآن نرگس و نسرین و قرنفل که چریدیم
هوش مصنوعی: به خدا قسم، نشانههای زیبایی و دلربایی در آن نرگس و نسرین و گل میخک که در دشت یار چیدهایم، حاکم است.
از ذوق چراگاه و ز اشتاب چریدنوز حرص، زبان و لب و پدفوز گزیدیم
هوش مصنوعی: به خاطر لذت چریدن در چراگاه و شتاب در حرکت، با حرص و ولع، زبان و لب را گزیدیم.
چون تیر پریدیم و بسی صید گرفتیمگرچه چو کمان از زه احکام خمیدیم
هوش مصنوعی: ما همچون تیر پرتاب شدهایم و شکارهای زیادی کردهایم، هرچند که مانند کمان که از زه خود منحرف میشود، تحت تأثیر برخی شرایط قرار گرفتهایم.
ما عاشق مستیم به صد تیغ نگردیمشیریم که خون دل فغفور چشیدیم
هوش مصنوعی: ما عاشقان سرمست هستیم و به هیچ چیز غیر از عشق اهمیت نمیدهیم. شیرینی عشق را چشیدهایم و حتی اگر درد و رنجی را تحمل کنیم، برای ما ارزشمند است.
مستان الستیم به جز باده ننوشیمبر خوان جهان نی ز پی آش و ثریدیم
هوش مصنوعی: ما در این عالم فقط برای نوشیدن شراب آمدهایم و جز این هدفی نداریم؛ پس بر سر سفره دنیا دنبال غذاهای معمولی نیستیم.
حق داند و حق دید که در وقت کشاکشاز ما چه کشیدید و ز ایشان چه کشیدیم
هوش مصنوعی: خداوند میداند و میبیند که در زمان سختیها و بحرانها، ما چه مشکلاتی را تحمل کردیم و آنها چه دشواریهایی را متحمل شدند.
خیزید مخسپید که هنگام صبوح استاستاره روز آمد و آثار بدیدیم
هوش مصنوعی: بیدار شوید و کمخوابید، زیرا که وقت صبح است. نشانههای روز طلوع کرده و نشانههای آن را مشاهده کردیم.
شب بود و همه قافله محبوس رباطیخیزید کز آن ظلمت و آن حبس رهیدیم
هوش مصنوعی: شب بود و همه مسافران در جایگاه خوابگیر گرفتار بودند، که ناگهان از آن تاریکی و محدودیت رهایی یافتیم.
خورشید رسولان بفرستاد در آفاقکاینک یزک مشرق و ما جیش عتیدیم
هوش مصنوعی: خورشید، فرستادههای خود را به سراسر جهان فرستاده است، زیرا ما در انتظار ظهور و نور جدید هستیم.
هین رو به شفق آر اگر طایر روزیکز سوی شفق چون نفس صبح دمیدیم
هوش مصنوعی: بشتاب به سوی غروب، اگر پرندهای باشد که از طرف غروب برخیزد و مانند نفس صبح به ساعت dawn برسد.
هر کس که رسولی شفق را بشناسدما نیز در اظهار بر او فاش و پدیدیم
هوش مصنوعی: هر کسی که پیامبری را بشناسد، ما هم در بیان و آشکار کردن آن پیامبر به او خواهیم پرداخت.
وان کس که رسولی شفق را نپذیردهم محرم ما نیست بر او پرده تنیدیم
هوش مصنوعی: کسی که پیام آور صبح را نپذیرد، در حقیقت به ما نزدیک نیست و ما برای او پنهانکاری میکنیم.
خفاش نپذرفت فرودوخت از او چشمما پرده آن دوخته را هم بدریدیم
هوش مصنوعی: خفاش حاضر نشد به ما نزدیک شود و از او چشم برداشتیم، پردهای را که او روی چشمان ما دوخته بود، پاره کردیم.
تریاق جهان دید و گمان برد که زهر استای مژده دلی را که ز پندار خریدیم
هوش مصنوعی: عالمی را دید که دارویی برای همه مشکلات و دردهاست، اما او فکر میکند که این دارو سمّ است. خوشا به حال دل شاد کسی که فریب برداشتهای نادرست را نمیخورد و حقیقت را میبیند.
خامش کن تا واعظ خورشید بگویدکاو بر سر منبر شد و ما جمله مریدیم
هوش مصنوعی: سکوت کن تا موعظهکنندهای آغاز به سخن کند، او که بر بالای منبر ایستاده و ما همه پیروان او هستیم.