غزل شمارهٔ ۱۴۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد وضعیت انسانی پرداخته و به تفاوت بین روح و جسم اشاره میکند. او میگوید که همه چیز در خلقت خوب است جز این بدن که باعث رنج و درد میشود. او از هوسها و آرزوهای بیهوده سخن میگوید و توصیه میکند که از آنها دوری کنیم زیرا همه رنجها از همین هوسها نشأت میگیرد. به اعتقاد شاعر، تنها راه نجات از این وضعیت، توجه به زیباییهای درونی و دوری از وسوسههای دنیوی است. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که هر دانهای که برمیچینیم، ممکن است منجر به بلیهای شود و ما تنها به سمت خدا و حقیقت باید پیش برویم.
خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیمکه از سفهش بس سر انگشت گزیدیم
هوش مصنوعی: همه موجودات خوب و زیبا هستند جز این جسم که ما به آن وابستهایم، زیرا از حماقت خود به آن آسیب زدهایم.
گر هیچ گریزی بگریز از هوس خویشزیرا همه رنج از هوس بیهده دیدیم
هوش مصنوعی: اگر امکان دارد، از تمایلات و خواستههای خود فرار کن؛ زیرا تمام بدبختیها و رنجها ناشی از خواستههای بیمورد است.
والله که مفری به جز از فر رخش نیستکاندر خضر و گلشن او می نگریدیم
هوش مصنوعی: به خدا قسم، هیچ راه نجاتی جز از چهرهی آن اسب زیبا وجود ندارد که ما در کنار آن به زیباییهای طبیعت نگاه میکردیم.
هر روز که برخیزی رو پاک بشوییآن سوی دو ای دل که گه درد دویدیم
هوش مصنوعی: هر روز که از خواب بیدار میشوی، خودت را تمیز کن و از مشکلات و دردهای گذشته دور شو، زیرا ما گاهی اوقات به سختیهایی برخوردیم که باید آنها را فراموش کنیم.
آن سوی که در ساعت دشوار دل خلقآید که خدایا همه محتاج و مریدیم
هوش مصنوعی: در زمانی که انسانها در سختی و مشکلات قرار میگیرند، همه به یاد خدا میافتند و درمیابند که به او نیاز دارند و در واقع ما همه به نوعی به خدا وابستهایم.
هر دانه که چیدیم همه دام بلا بودسوی تو پراشکسته و تن خسته پریدیم
هوش مصنوعی: هر دانهای که برداشتیم، بهنوعی دام مشکلات بود. ما به سوی تو حرکت کردیم، در حالی که دل شیشهای و جسم خسته داشتیم.