غزل شمارهٔ ۱۵۱۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر دربارهی احساسات عمیق خود نسبت به معشوقش صحبت میکند. او میگوید که حتی اگر تحت تأثیر مستی یا خمر باشد، باز هم نمیتواند از یاد معشوق دور شود. چهره معشوق او را در دنیای پس از مرگ و در اوج غم و اندوه نیز نجات میدهد. شاعر به شدت به عشق و یاد معشوق وابسته است و معتقد است که حتی در سختیها و تلخیها، عشق او شیرینی و روشنی به زندگیاش میبخشد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که عشق او او را وادار میکند تا به زیبایی و دلنشینی در کنار معشوق زندگی کند، حتی اگر در وضعیتهای سخت و غمانگیز باشد.
اگر سرمست اگر مخمور باشممهل کز مجلس تو دور باشم
هوش مصنوعی: اگر مست و شاداب باشم یا در حالت خماری به سر ببرم، نیازی نیست نگران دوری من از مجلس تو باشی.
رخم از قبلهٔ جان نور گیردچو با یاد تو اندر گور باشم
هوش مصنوعی: وقتی که یاد تو را در دل دارم، حتی در تاریکی و فراموشی، نوری از چهرهام میتابد.
قرارم کی بود خود در تک گورچو بر دمگاه نفخ صور باشم
هوش مصنوعی: من هرگز در آرامش نبودهام، چرا که همیشه در آستانهی یک تغییر بزرگ و ناگهانی هستم، همانند لحظهای که صدا و الهام از بدنی به بدن دیگر منتقل میشود.
صد افسنتین و داروهای نافعتوی جان را چو من رنجور باشم
هوش مصنوعی: چقدر داروها و نوشیدنیهای مفید برای سلامتی وجود دارد، اما وقتی آدم بیمار و رنجور باشد، هیچکدام از اینها فایدهای ندارد.
شوم شیرین ز لطف گوهر تواگر چون بحر تلخ و شور باشم
هوش مصنوعی: اگر من مانند دریا تلخ و شور باشم، باز هم به خاطر زیبایی و محبت تو، شیرینیام را حفظ میکنم.
اگر غم همچو شب عالم بگیردبرآ ای صبح تا منصور باشم
هوش مصنوعی: اگر غم به اندازه تاریکی شب بر من حاکم شود، ای صبح، بیدار شو تا بتوانم مانند منصور باشم.
توی روز و منم استارهٔ روزعجب نبود اگر مشهور باشم
هوش مصنوعی: من در روز مانند ستارهای درخشان هستم، و اگر شناخته شده باشم، چیز عجیبی نیست.
به من شادند جمله روزجویانچو پیش آهنگ چون تو نور باشم
هوش مصنوعی: همه کسانی که به دنبال شادی هستند، مانند آهنگی که در حال نواختن است، به من توجه میکنند. من میخواهم همچون نوری درخشان باشم.
مرا مخمور میداری نه از بخلولی تا ساکن و مستور باشم
هوش مصنوعی: شما مرا مست نگه میدارید نه به خاطر خساست، بلکه تا بتوانم در آرامش و پنهانی بمانم.
بدان مستور میداری چو حوتمکه تا از عقربت مهجور باشم
هوش مصنوعی: تو همچون حوتم را پنهان میداری تا من از گزند عقرب دور باشم.
چه غم دارم ز نیش عقرب ای ماهچو غرق شهد چون زنبور باشم
هوش مصنوعی: من نگران نیش عقرب نیستم، زیرا مانند زنبور غرق در شهد هستم.
خمش کردم ولیکن عشق خواهدکه پیش زخمهاش تنبور باشم
هوش مصنوعی: سکوت کردم اما عشق میخواهد که در برابر زخمهایش مانند سازی باشم که صدایش را درآورد.