غزل شمارهٔ ۱۵۶۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان دلتنگی و نیاز شاعر به معشوق میپردازد. شاعر به دشمنی که روزه و نماز او را مختل کرده اشاره میکند و از او میخواهد که به او نزدیکتر شود. او خود را مانند پروانهای میبیند که به شمع عشق میسوزد و دیگر احتیاجی به احتیاط ندارد. همچنین، شاعر از وفای معشوق درخواست میکند و به عشق و نیاز خود در کلامی عاطفی و عاشقانه اشاره مینماید. در نهایت، او به بزرگمنشی و مقام انسانی خود اشاره میکند و به سرنوشت خود، که به معشوق او وابسته است، تفکر میکند.
ای دشمن روزه و نمازموی عمر و سعادت درازم
هوش مصنوعی: ای دشمن روزه و نمازم، تو باعث میشوی که عمر و سعادت من به درازا نرسد.
هر پرده که ساختم دریدیبگذشت از آنک پرده سازم
هوش مصنوعی: هر بار که دلم را میسازم، به راحتی از بین میبردی؛ از آن زمان به بعد در ساختن دل خود ناکام ماندم.
ای من چو زمین و تو بهاریپیدا شده از تو جمله رازم
هوش مصنوعی: تو برای من همچون بهاری هستی که از درون زمین سر برآورده است. رازهای من همه از تو آغاز میشود.
چون صید شدم چگونه پرمچون مات توام دگر چه بازم
هوش مصنوعی: وقتی که صید تو شدم، چگونه میتوانم پرواز کنم؟ حال که به حالت مات و بیحرکت درآمدهام، دیگر چه امیدی به بازگشت دارم؟
پروانه من چو سوخت بر شمعدیگر ز چه باشد احترازم
هوش مصنوعی: زمانی که پروانهام در آتش شمعی خاص سوخت، دیگر چگونه میتوانم از شمعهای دیگر دوری کنم؟
نزدیکتری به من ز عقلمپس سوی تو من چگونه یازم
هوش مصنوعی: بیشتر از عقل و فکر من به تو نزدیکتر هستی، پس چگونه میتوانم به سمت تو برگردم؟
بگداز مرا که جمله قندمگر من فسرم وگر گدازم
هوش مصنوعی: مرا به آتش عشق بسوزان، زیرا که من مانند قند شیرینم. چه این که اگر ذوب شوم یا بسوزم، در هر حال ماهیت من تغییر نمیکند.
یک بارگی از وفا مشو دستیک بار دگر ببین نیازم
هوش مصنوعی: به یک بار از وفا روی بر مگردان، یک بار دیگر به من نگاه کن و ببین که چقدر به تو نیاز دارم.
یک بار دگر مرا فسون خوانوز روح مسیح کن طرازم
هوش مصنوعی: بار دیگر مرا با جادو و افسون خود مسحور کن و همچون روح حضرت مسیح مرا زنده و سرزنده کن.
بر قنطره بست باج دارماز بهر عبور ده جوازم
هوش مصنوعی: من بر روی پلی ایستادهام و برای عبور از آن، به مجوزی نیاز دارم که باید به باجدهنده داده شود.
خاموش که گفت حاجتش نیستدر گفتن خویش یاوه تازم
هوش مصنوعی: سکوت کن، زیرا او نیازی به صحبت کردن ندارد و من از سر بیمحتوایی دوباره صحبت میکنم.
خاموش که عاقبت مرا کارمحمود بود چو من ایازم
هوش مصنوعی: خاموش شو که در نهایت کار من به دست محمود خواهد بود، همانطور که من همانند ایازم.