غزل شمارهٔ ۱۵۷۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به اشتیاق و نیاز عمیق خود به الهی واحد (احد) اشاره میکند و بیان میکند که از هیچ چیز جز رحمت او نمیخواهد. او بر این باور است که بدون حضور خدا، حتی لذتها و خوشیهای دنیا برایش بیمعناست. شاعر در ادامه به نیاز خود به محبت و رحمت الهی میپردازد و تصریح میکند که به جز لطافتهای الهی، هیچ چیز دیگری برایش ارزش ندارد. نهایتاً، با اشاره به مقام شمس تبریز، او به اهمیت وحدت و یگانگی در وجود الهی تأکید میکند و میگوید که او به دنبال عدد و کثرت نیست.
من جز احد صمد نخواهممن جز ملک ابد نخواهم
هوش مصنوعی: من به جز خداوند بیانتها و یکتا چیزی نمیطلبم و به غیر از حکومت دائمی او هیچچیز نمیخواهم.
جز رحمت او نبایدم نقلجز باده که او دهد نخواهم
هوش مصنوعی: جز رحمت او چیزی دیگری نمیخواهم، همانطور که جز شرابی که او بدهد نمیطلبم.
اندیشه عیش بیحضورشترسم که بدو رسد نخواهم
هوش مصنوعی: نگرانم که در غیاب او نتوانم به شادی فکر کنم، زیرا اگر او به شادی من برسد، دیگر نخواهم داشتش.
بیاو ز برای عشرت منخورشید سبو کشد نخواهم
هوش مصنوعی: بدون او، برای لذت و خوشیام، حتی خورشید هم نمیتواند شاداب و سرحال باشد.
من مایه بادهام چو انگورجز ضربت و جز لگد نخواهم
هوش مصنوعی: من همانند انگور هستم که مایهٔ باده را فراهم میکند و جز درد و رنج چیزی نمیخواهم.
از لذت زخمهاش جانمیک ساعت اگر رهد نخواهم
هوش مصنوعی: اگر یک ساعت هم از درد و زخمهایش رها شوم، باز هم نمیخواهم.
وقت است که جان شویم خالصکاین زحمت کالبد نخواهم
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده که روح خود را پاک کنیم، چون این جسم و بدن برای من مهم نیست و نمیخواهم متحمل زحمت آن شوم.
احمد گوید برای روپوشاز احمد جز احد نخواهم
هوش مصنوعی: احمد میگوید برای پوشش و محافظت از خود، جز از خداوند بر هیچکس دیگری تکیه نخواهم کرد.
مجموع همه است شمس تبریزحق است که من عدد نخواهم
هوش مصنوعی: شمس تبریز حقیقت و جوهر تمامی چیزهاست؛ بنابراین من نمیتوانم خود را تنها به عدد و شمار محدود کنم.