غزل شمارهٔ ۱۵۹۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف حال عاشقان و جستجوی شادی و سعادتی میپردازد که در دنیای غم و سختیها تلاش میکنند آن را پیدا کنند. او از جمع مستان دعوت میکند تا با هم باده بنوشند و از دردها و غمها فاصله بگیرند. شاعر به شخصیتهای بزرگی همچون جنید و بایزید اشاره میکند و نشان میدهد که در جمع عشق و صفا، حتی مرگ و غم نیز قابل تحملتر میشود. او به دنیای فانی و فریبنده اشاره کرده و بیان میکند که در تلاش برای رسیدن به عوالم بالاتر و عشق، با هم همراه میشوند. بهطور کلی، این شعر بازتابی از عشق، سعادت و تلاش برای فرار از غمها و سختیهای زندگی است.
این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریمجمع مستان را بخوان تا بادهها با هم خوریم
هوش مصنوعی: این چه نوع نادرستی است که ما این همه غم و اندوه را تحمل کنیم؟ بیایید جمع مستان را صدا بزنیم تا با هم باده بنوشیم و لحظاتی خوش بگذرانیم.
بادهای کابرار را دادند اندر یشربونبا جنید و بایزید و شبلی و ادهم خوریم
هوش مصنوعی: در جمعی از بزرگان دین و عرفان، مشروباتی به کسی تقدیم کردند تا در کنار دیگران بنوشد و از لحظات لذت ببرد.
ابر نبود ماه ما را تا جفای شب کشیممرگ نبود عاشقان را تا غم ماتم خوریم
هوش مصنوعی: وقتی ابر بر سر ما نیست، نمیتوانیم از جفای شب رنج بکشیم؛ همچنین اگر مرگ عاشقان وجود نداشته باشد، دلیلی برای عزاداری و غمگینی نخواهیم داشت.
نفس ماده کیست تا ما تیغ خود بر وی زنیمزخم بر رستم زنیم و زخم از رستم خوریم
هوش مصنوعی: کیست که نفس ماده را بشناسد تا ما زخم خود را به او بزنیم؟ ما بر رستم زخم میزنیم و خود زخمها را از او میخوریم.
بود مردم خوار عالم خلق عالم را بخوردخالق آوردهست ما را تا که ما عالم خوریم
هوش مصنوعی: انسانهای نادان و پست در دنیا باعث آزار و خفت دیگران میشوند. ولی خالق هستی ما را به وجود آورده تا ما درک کنیم و از علم و دانایی بهرهمند شویم.
این جهان افسونگرست و وعده فردا دهدما از آن زیرکتریم ای خوش پسر که دم خوریم
هوش مصنوعی: این دنیا جذاب و فریبنده است و وعدههای آینده را به ما میدهد، اما ما از آن باهوشتر هستیم، ای پسر خوشحال که در لحظه حال زندگی میکنیم.
گر پری زادیم شب جمعیت پریان بودور ز آدم زادهایم آن باده با آدم خوریم
هوش مصنوعی: اگر ما از پری زاده شده باشیم، شب جمعه شب جمع شدن پریها بود و اگر از آدم زاده باشیم، آن نوشیدنی را با آدمها مینوشیم.
گه از آن کف گوهر هستی و سرمستی بریمگه از آن دف نعره و فریاد زیر و بم خوریم
هوش مصنوعی: گاهی از آن جوهر وجود و خوشیها بهرهمند میشویم و گاهی نیز از صدای دف و نغمههای شاد و پرهیجان لذت میبریم.
ماهییم و ساقی ما نیست جز دریای عشقهیچ دریا کم شود زان رو که بیش و کم خوریم
هوش مصنوعی: ما مانند ماهی هستیم و تنها چیزی که ما را سیراب میکند، دریای عشق است. هیچ دریایی نمیتواند به خاطر کم و زیاد نوشیدن ما، کوچک شود یا از بین برود.
گه چو گردون از مه و خورشید اشکم پر کنیمگر چو خورشید آبها را جمله بیاشکم خوریم
هوش مصنوعی: گاهی مانند آسمان، چنان که از ماه و خورشید اشکهایم لبریز میشود، اگر مانند خورشید، همه آبها را بدون اشک بنوشم.
شمس تبریزی تو سلطانی و ما بنده توییملاجرم در دور تو باده به جام جم خوریم
هوش مصنوعی: شمس تبریزی، تو دارای مقام سلطنت هستی و ما هم فقط خدمتگزار توییم. پس طبیعی است که در کنار تو از شراب خوشگوار بنوشیم.