غزل شمارهٔ ۱۶۵۴
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر به محبت و زیبایی محبوب اشاره کرده و میگوید که تا زمانی که از خوبیهای او باخبر هستیم، از زشت و زیباهای دنیا بیخبر خواهیم ماند. او به محبوب نگاه کرده و خود را در پی غلامی و خدمت به او میبیند. شاعر دین و مذهب خود را به عشق و خدمت به او تخصیص میدهد و در پایان میگوید حتی اگر زهر هم یادآور او باشد، باز هم نوشیدن آن را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهد.
تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریماز بد و نیک جهان همچو جهان بیخبریم
هوش مصنوعی: ما از زیبایی و خوبی تو آگاهیم و به همین دلیل از بدیها و خوبیهای دنیا مانند کسی هستیم که از دنیا بیخبر است.
نظری کرد سوی خوبی تو دیده مااز پی روی تو تا حشر غلام نظریم
هوش مصنوعی: نگاه تو به زیبایی، چشمان ما را متوجه خوبیهای تو کرده است و تا روز قیامت، ما مانند غلامی به دنبال تو خواهیم بود.
دین ما مهر تو و مذهب ما خدمت توتا نگویی که در این عشق تو ما مختصریم
هوش مصنوعی: دین ما عشق توست و راه و رسم ما خدمت به توست، تا این را نگویی که در این محبت تنها به تو تعلق داریم.
زهر بر یاد یکی نوش تو ای آهوچشمگر به از نوش ننوشیم پس از سگ بتریم
هوش مصنوعی: ای آهوچشم، چنانچه به یاد کسی زهر را مینوشی، بهتر است که هیچ نوشیدنی نداشته باشیم تا اینکه خود را به پستترین چیز، یعنی سگ، تنزل دهیم.