غزل شمارهٔ ۱۶۶۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به محبوبش میگوید که پس از جستوجو و وعدههای بینتیجه، بالاخره او را یافته است. او از گریزان بودن محبوبش شکایت میکند و از زحمتهای دیگران خسته شده است. شاعر به زیبایی محبوب اشاره کرده و او را مقایسه میکند با گلزار و گلها. همچنین، او به آثار عمیق عشق و زخمهای دلش اشاره میکند و به شمس تبریزی، به عنوان منبع نور و روشنایی، اشاره دارد که در این بیداری عشق به محبوبش رسیده است. شاعر احساس شگفتی و شادی از این پیدا کردن را ابراز میکند.
ای گزیده یار چونت یافتمای دل و دلدار چونت یافتم
هوش مصنوعی: ای دوست، تو را که بهترین و محبوب من هستی، یافتهام. ای دل، من چنین محبوبی را پیدا کردهام.
می گریزی هر زمان از کار مادر میان کار چونت یافتم
هوش مصنوعی: هر بار که از کار ما دور میشوی، به محض اینکه در میان کارهایت تو را مییابم.
چند بارم وعده کردی و نشدای صنم این بار چونت یافتم
هوش مصنوعی: چندین بار با قول و وعدهات مرا ناامید کردی، اما این بار به تو رسیدم و به آرزویم رسیدم.
زحمت اغیار آخر چند چندهین که بیاغیار چونت یافتم
هوش مصنوعی: تکلیف خود را با دیگران مشخص کن، زیرا بدون آنها به من نزدیکتر شدهای.
ای دریده پردههای عاشقانپرده را بردار چونت یافتم
هوش مصنوعی: ای کسی که پردههای عشق را شکافتی و رازها را آشکار کردی، پرده را کنار بزن و خودت را نشان بده، چون من تو را یافتهام.
ای ز رویت گلستانها شرمساردر گل و گلزار چونت یافتم
هوش مصنوعی: ای تو که زیباییات باعث خجلت باغها و گلها شده است، من تو را در میان گلها و باغها یافتم.
ای دل اندک نیست زخم چشم بدپس مگو بسیار چونت یافتم
هوش مصنوعی: ای دل، زخمهای ناشی از چشمزخم کم نیست، پس نگو که چون تو را یافتم، چیز زیادی است.
ای که در خوابت ندیده خسرواناین عجب بیدار چونت یافتم
هوش مصنوعی: ای کسی که در خواب خود هیچگاه شاهان را مشاهده نکردهای، جالب است که من تو را در حال بیداری یافتم.
شمس تبریزی که انوار از تو تافتاندر آن انوار چونت یافتم
هوش مصنوعی: در روشنیهایی که از شمس تبریزی میتابد، من توانستم تو را پیدا کنم.