غزل شمارهٔ ۱۷۰۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بیانگر حالتی از شوق و سرور در نتیجه عشق و مینوشی است. او از شادابی و شور و شوق میگوید که به خاطر جام می و طبل شکر ایجاد شده است. شاعر به توصیف شادی و لذت ناشی از نوشیدن شراب و حضور عشق میپردازد و از اوضاع پر طرب جنگ و شور و شوق میگوید. همچنین، او به عمق دریای وجود و زندگی اشاره دارد و بیان میکند که روح در این عالم خادی و خاکی قرار ندارد و به دنبال مقام والاتری است. در نهایت، شاعر با دعوت به سکوت و آرامش، به درک درست زندگی و عشق اشاره میکند.
اشکم دهل شدهست از این جام دم به دممی زن دهل به شکر دلا لم و لم و لم
از باده نوشی پشت هم ، شکم مثل دهل شده است، بر این دهل بکوب و شاد و شکرگزار باش
هین طبل شکر زن که می طبل یافتیگه زیر می زن ای دل و گه بم و بم و بم
هوش مصنوعی: عزیزم، بیدار باش و از شادی و لذت زندگی کن، زیرا فرصتی برای بیخیالی و خوشگذرانی پیدا کردهای. گاهی باید زیر دوش مستی برقصی و گاهی هم به آرامی به زندگی بپردازی.
از بهر من بخر دهلی از دهلزنانتا برکنم ز باغ جهان شاخ و بیخ غم
هوش مصنوعی: برای من بخر بهشتی از دیار دهلزنها تا بتوانم از باغ جهان، ریشه و شاخههای غم را قطع کنم.
لشکر رسید و عشق سپهدار لشکرستصحرا و کوه پر شد از طبل و از علم
هوش مصنوعی: لشکر آمد و عشق مانند فرمانده این لشکر است. دشت و کوه پر شده از صدای طبل و پرچم.
ما پر شدیم تا به گلو ساقی از ستیزمی ریزد آن شراب به اسراف همچو یم
هوش مصنوعی: ما تا جایی سرشار شدهایم که گلویمان پر است، و ساقی به طور فراوان شراب میریزد، همانطور که دریا پر از آب است.
دانی که بحر موج چرا می زند به جوشاز من شنو که بحریم و بحر اندرم
هوش مصنوعی: میدانی چرا دریا به تلاطم و جوش میآید؟ از من بشنو که من خود دریا هستم و درونم پر از عمق و هیجان است.
تنگ آمدهست و می طلبد موضع فراخبر می جهد به سوی هوا آب لاجرم
هوش مصنوعی: آب که در تنگنایی قرار گرفته، برای به دست آوردن فضایی آزاد و راحت تلاش میکند و به سمت آسمان حرکت میکند.
کان آب از آسمان سفری خوی بودهستاندر هوا و سیل و که و جوی ای صنم
هوش مصنوعی: آب همواره از آسمان به زمین میآید و در رودها و جویبارها جاری میشود، ای محبوب من.
آب حیات ما کم از آن آب بحر نیستما موج می زنیم ز هستی سوی عدم
هوش مصنوعی: زندگی ما چیزی کمتر از آب دریا نیست، ما مانند امواجی هستیم که از وجود به سوی نیستی حرکت میکنیم.
نی در جهان خاک قرار است روح رانی در هوای گنبد این چرخ خم به خم
هوش مصنوعی: در این اشعار، اشاره به وجود روح در عالم خاکی دارد و بیان میکند که این روح در مسیری پیچیده و پر از تغییرات در این دنیاست. مانند نی که در هوا حرکت میکند و به طریقی تأثیرگذار است، روح نیز در این جهان با چالاکی و نازکی از موانع عبور میکند.
زان باغ کو شکفت همان جاست میل جانیعنی کنار صنع شهنشاه محتشم
هوش مصنوعی: در آن باغی که شکوفهها باز شدهاند، تمایل جان به آنجا است؛ یعنی در کنار کارهای پادشاه بزرگ و با وقار.
بس بس مکن هنوز تو را باده خوردنی استما راضییم خواجه بدین ظلم و این ستم
هوش مصنوعی: به اندازه کافی از نوشیدنی بیاشام و نگران نباش، ما به این ستم و ظلمی که بر ما میرود راضی هستیم.
خاموش باش فتنه درافکندهای به شهرخاموشیش مجوی که دریاست جان عم
هوش مصنوعی: ساکت باش، تو در شهری که آتش فتنه به پا کردهای، به دنبال آرامش نگرد، چرا که عمق آن مانند دریاست.