غزل شمارهٔ ۱۷۱۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و دلبستگی عمیق شاعر به محبوبش میپردازد. شاعر از ترشرویی محبوب و تأثیر آن بر خود سخن میگوید و اینکه او را از شادی دور کرده است. او تأکید میکند که از وجود محبوبش شاد است و گاه به دل آتش میرود، اما در غیاب محبوب نمیتواند بر خود تسلط داشته باشد. دل شاعر به زیبایی بیان میکند که وجود محبوب برای او همچون نور است و در کلماتش به این احساس عمیق میبالد. در نهایت، شاعر به حیرتی اشاره میکند که از دیدن نور الهی به دست میآورد، و از آن به عنوان افتخاری برای خود یاد میکند.
ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیمبسته شکرخنده را تا که بگریانیم
هوش مصنوعی: تو با چهرهی ترش و عبوس خود، ما را میترسانی، در حالی که ما به دنبال آن هستیم که با لبخند شیرین خود، دیگران را تحت تأثیر قرار دهیم و به شادی و خنده بیاوریم.
ترش نگردم از آنک از تو همه شکرمگریه نصیب تن است من گهر جانیم
هوش مصنوعی: من از تو هیچ دلسردی ندارم و همیشه شاکرم، حتی اگر گریه بر سر من فرود آید، زیرا روح من با تو پیوند دارد.
در دل آتش روم تازه و خندان شومهمچو زر سرخ از آنک جمله زر کانیم
هوش مصنوعی: اگر به دل آتش بروم، با طراوت و خوشحال خواهم شد، مانند طلا که در آتش به درخشش و زیبایی خود میرسد، چرا که ما نیز زاییده همان گنجینهایم.
در دل آتش اگر غیر تو را بنگرمدار مرا سنگسار ز آنچ من ارزانیم
هوش مصنوعی: اگر در دل آتش به غیر از تو نگاه کنم، مرا سنگسار کن، چون به اندازهای که به تو وابستهام، ارزش زیادی ندارم.
هیچ نشینم به عیش هیچ نخیزم به پاجز تو که برداریم جز تو که بنشانیم
هوش مصنوعی: هیچگاه به خوشی نمینشینم و هیچگاه برنمیخیزم، جز به خاطر تو که ما را برمیدارید و جز تو که ما را مینشینید.
این دل من صورتی گشت و به من بنگریدبوسه همیداد دل بر سر و پیشانیم
هوش مصنوعی: دل من به شکلی زیبا درآمد و به من نگاه کرد، گویی بوسهای بر سر و پیشانیام مینهد.
گفتم ای دل بگو خیر بود حال چیستتو نه که نوری همه من نه که ظلمانیم
هوش مصنوعی: به دل گفتم آیا حال خوبی داری؟ تو که مثل نوری، در حالی که من در تاریکی هستم.
ور تو منی من توام خیرگی از خود ز چیستمست بخندید و گفت دل که نمیدانیم
هوش مصنوعی: اگر تو من هستی و من تو هستم، این شگفتی ناشی از چیست؟ مست و شاداب به من نگاهی کرد و گفت که دل نمیداند.
رو مطلب تو محال نیست زبان را مجالسوره کهفم که تو خفته فروخوانیم
هوش مصنوعی: مضمون این بیت بیانگر این است که موضوعی که به آن اشاره میشود، غیرممکن نیست و میتوان با قدرت بیان و کلام به آن پرداخته و مفاهیم عمیق آن را به گوش دیگران برسانیم. به نوعی، به اهمیت کلام و بیان در انتقال مفاهیم و معانی اشاره دارد.
زود برو درفتاد صورت من پیش دلگفت بگو راست ای صادق ربانیم
هوش مصنوعی: زود برو و چهرهام را به آنجا ببر؛ دل گفت که بگو راست، ای صادق!
گفت که این حیرت از منظر شمس حق استمفخر تبریزیان آنک در او فانیم
هوش مصنوعی: شخصی گفت که این حیرت و شگفتی ناشی از دیدن نور الهی است، و ما افتخار میکنیم که در فضیلتهای تبریز هستیم و در این نور فنا میشویم.