غزل شمارهٔ ۱۷۹۳
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به عشق و زیبایی معشوق پرداخته و احوال عاشقان را توصیف میکند. شاعر از نور و زیبایی معشوق سخن میگوید و تاثیر او را بر جهان و وجود انسانها توصیف میکند. در این شعر، عاشق به سرمستی و خوشحالی ناشی از دیدار معشوق اشاره دارد و میگوید که جهان به خاطر معشوق تغییر کرده است. او همچنین به قدرت معنوی و روحانی معشوق اشاره کرده و از اثرات مثبتی که بر روی مردم دارد صحبت میکند. در نهایت، شاعر به ارتباط عشق و معرفت پرداخته و میگوید که این عشق الهی موجب آگاهی و بصیرت در انسانها میشود.
این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقیناز آسمان خوشتر شده در نور او روی زمین
هوش مصنوعی: این چه کسی است که در نورش زمین از آسمان زیباتر شده؟ این حالت پرشور عاشقان است.
بیهوشی جانهاست این یا گوهر کانهاست اینیا سرو بستانهاست این یا صورت روح الامین
هوش مصنوعی: این حالت مستی و سرمستی میتواند نشاندهندهی روح یا عمق وجود انسانها باشد، یا به زیباییهای طبیعی و جوانههایی اشاره کند که در باغها میرویند. در این حالت، ممکن است همچنین نمایانگر تجلیات الهی یا فرشتگان نیز باشد.
سرمستی جان جهان معشوقه چشم و دهانویرانی کسب و دکان یغماجی تقوا و دین
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی عشق، در چهره معشوق و لبان او دیده میشود. این زیبایی به قدری دلرباست که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد، حتی به نظر میرسد که دیانت و تقوا در برابر آن ناتوان هستند.
خورشید و ماه از وی خجل گوهر نثار سنگ دلکز بیم او پشمین شود هر لحظه کوه آهنین
هوش مصنوعی: خورشید و ماه به خاطر او شرمسار هستند. برای او جواهرات میپاشند، در حالی که سنگدلها به خاطر ترس از او هر لحظه مانند کوهی از آهن نرم و ضعیف میشوند.
خورشید اندر سایهاش افزون شده سرمایهاشصد ماه اندر خرمنش چون نسر طایر دانه چین
هوش مصنوعی: خورشید در سایهاش بیشتر میدرخشد و سرمایهاش بسیار فراوان شده است، مانند پرندهای که دانهها را از زمین جمع میکند.
بسم الله ای روح البقا بسم الله ای شیرین لقابسم الله ای شمس الضحا بسم الله ای عین الیقین
هوش مصنوعی: با نام خدا آغاز میکنم، ای روح جاودان. با نام خدا شروع میکنم، ای دیدار شیرین. با نام خدا، ای خورشید صبح. با نام خدا، ای چشمه یقین.
هین رویها را تاب ده هین کشت دل را آب دهنعلین برون کن برگذر بر تارک جانها نشین
هوش مصنوعی: به جلو برو و زیباییها را به نمایش بگذار، به دلها سرزندگی و نشاط بده. پای خود را از راه بیرون بگذار و بر سر دلها نشسته و آنها را روشن کن.
ای هوش ما از خود برو وی گوش ما مژده شنووی عقل ما سرمست شو وی چشم ما دولت ببین
هوش مصنوعی: ای فکر ما از خودت دور شو، ای گوش ما خبرهای خوب را بشنو، ای عقل ما مست و شاد باش، ای چشم ما نعمات و برکتها را ببین.
ایوب را آمد نظر یعقوب را آمد پسرخورشید شد جفت قمر در مجلس آ عشرت گزین
هوش مصنوعی: ایوب به یعقوب نگاه کرد و پسرش مانند خورشید درخشید و جفت قمر شد. اکنون در مجلس شادی و خوشی حاضر شو.
من کیسهها می دوختم در حرص زر می سوختمترک گدارویی کنم چون گنج دیدم در کمین
هوش مصنوعی: در تلاش برای جمعآوری ثروت، سختیها و زحمتهای زیادی را تحمل میکردم، اما حالا پس از اینکه گنجی را در کمین دیدم، تصمیم گرفتهام از این کارها فاصله بگیرم.
ای شهسوار امر قل ای پیش عقلت نفس کلچون کودکی کز کودکی وز جهل خاید آستین
هوش مصنوعی: ای فرمانروای بزرگ، بگو که عقل تو به کجا رفته است. تو همچون کودکی هستی که از نادانی خود در حال رنج بردن است.
چون بیندش صاحب نظر صدتو شود او را بصردستک زنان بالای سر گوید که یا نعم المعین
هوش مصنوعی: زمانی که صاحب نظر (کسی که بینش و دانش خوبی دارد) او را ببیند، از شگفتی و حیرت چشمهایش به حالت حیرت زده باز میشود و به او به عنوان کسی که یاریگر خوبی است، احترام میگذارد و در دل یا بر زبان میآورد که تو چه نیکو یاری هستی.
در سایه سدره نظر جبریل خو آمد بشردرخورد او نبود دگر مهمانی عجل سمین
هوش مصنوعی: در زیر سایه درخت بزرگ سدره، جبرئیل با نگاهی خاص به بشر توجه کرد. چنین توجهی برای او بینظیر بود و دیگر مهمانی همچون او وجود نداشت.
بر خوان حق ره یافت او با خاصگان دریافت اوبنهاده بر کفها طبق بهر نثارش حور عین
هوش مصنوعی: او در محفل حق، به همراه دوستان ویژهاش، به درک و فهم عمیقتری دست یافته است. در آنجا، طبق و ظرفی را آماده کردهاند تا زیباییها و نعمتهای بهشتی را برای او هدیه کنند.
این نامه اسرار جان تا چند خوانی بر چپاناین نامه می پرد عیان تا کف اصحاب الیمین
هوش مصنوعی: این نامه رازهای روح را تا چه موقع میخوانی؟ چرا این نامه به ظاهر میپرد و در نهایت به کف دست راستها خواهد رفت؟