غزل شمارهٔ ۱۸۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به درویشان و بیپولها اشاره میکند و از مخاطبین میخواهد که نسبت به آنها مهربانی و رحمت داشته باشند. او به اهمیت صدقه و کمک به نیازمندان تأکید میکند و میگوید که با یک دانه نان میتوان نتیجههای زیادی گرفت. همچنین شاعر به این نکته میپردازد که باید در ارائه کمک پرهیزکارانه عمل شود و وصف خداوند را به عنوان مالک یوم الدین و رحمتی در نظر میگیرد. در نهایت، شاعر میگوید که با دعا و ذکر از گناهان خود فاصله میگیرد و از امید و رحمت الهی سخن میگوید.
ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستاننانی ده و صد بستانهاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: ای سرو و گل باغ، به نیازمندان نگاه کن و به آنها نیکی کن. یک لقمه نان به آنها بده و در عوض، چیزهای بسیار بیشتری از آنها بگیر.
بشنو تو ز پیغامبر فرمود که سیم و زراز صدقه نشد کمتر هاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود که طلا و نقره در صدقه دادن هیچ ارزشی کمتر از کمک به فقرا ندارد.
یک دانه اگر کاری صد سنبله برداریپس گوش چه می خاریهاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: اگر فقط یک دانه بکاری، میتوانی صد سنبله برداشت کنی. پس چرا به حرفهای بیهوده و حاشیهها گوش میدهی؟
کم کن تو فزایش بین بنواز و ستایش بینبگشا و گشایش بین هاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: به آرامی و با محبت با دیگران رفتار کن، نه اینکه فقط به دنبال افزایش مال و منال باشی. با دیگران به نیکی رفتار کن و لحظاتی شاد را با ستایش و تشویق به اشتراک بگذار. در هر درخواستی که داری، لطف و مساعدت نسبت به نیازمندان را فراموش نکن.
صدقه تو به حق رفته و اندر شب آشفتهاو حارس و تو خفتههاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: صدقهی تو به حق رسیده است و در این شب پرآشفتگی، او پاسدار است در حالی که تو در خواب هستی. چه فایدهای دارد به درویشان؟
هر لطف که بنمایی در سایه آن آییبسیار بیاساییهاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: هر خوبی که از تو سر بزند، در سایه آن نعمت و آرامش زیادی نصیب درویشان خواهد شد.
حرمت کن و حرمت بین نعمت ده و نعمت بینرحمت کن و رحمت بینهاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: به دیگران احترام بگذار و احترام را در هدیههایت بگنجان. نعمت و آزادی را به هم مرتبط کن و رحمت و مهربانی را در زندگیات جاری کن، حتی با کسانی که در حال سختی هستند.
ای مکرم هر مسکین و ای راحم هر غمگینای مالک یوم الدینهاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: ای بزرگوار هر فقیر و ای مهربان هر ناراحت، ای صاحب روز جزا، من چه به درویشان میگویم.
آمد به تو آوازم واقف شدی از رازممحروم میندازم هاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: به سراغت آمدم و صدایم را به گوش تو رساندم، از راز درونم آگاه شدی. مرا از خود دور نکن، که چه خیلی از درویشان نیازمندند.
سرگشته تحویلم در قالم و در قیلمبنگر تو به زنبیلم هاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: من در حالتی bewildered و گیج هستم، در حالی که در پوشش و ظاهرم بافتی عجیبی دارم. نگاهت را به بار و بارچهام بینداز، که چه چیزهایی را برای درویشان آماده کردهام.
دانی که دعا گویم هر جا که ثنا گویمبین کز تو چه واگویم هاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: میدانستی که میخواهم دعا کنم هر جا که نام تو را ستایش میکنم، ببین که از تو چه میگویم و چه به درویشان توصیه میکنم.
رنجیت مبا آمین دور از تو قضا آمینیار تو خدا آمین هاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: ای کاش رنج و سختی که دارم، از تو دور باشد و سرنوشت من به خوبی رقم بخورد. دوست من، خداوند میتواند به من کمک کند، حتی اگر این خواستهام را در دل درویشان بیان کنم.
ای کوی شما جنت وی خوی شما رحمتخاصه که در این ساعت هاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: ای کوی شما همانند بهشت است و خوی شما مظهر رحمت ویژهای است که در این زمان به درویشان عطا میشود.
گفتیم دعا رفتیم وز کوی شما رفتیمخوش باش که ما رفتیم هاده چه به درویشان
هوش مصنوعی: گفتیم دعا کردیم و از محلهی شما رفتیم. خوشحال باشید که ما رفتیم، برای راهی که برای درویشان بود.