غزل شمارهٔ ۱۸۸۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای شب و عشق میپردازد. شاعر از زنگیکان (در هنگام شب) و حال سرمستی عشق صحبت میکند و به شادمانی و جذابیت عشق اشاره دارد. او به خواب رفتن دیگران و در عین حال بیداری و شادابی عاشقان میپردازد. شاعر اشاره میکند که عشق او را تسلیم کرده و از زلف محبوبش گرفتار شده است. سپس به پرسشهایی دربارهی زندگی و عشق و معانی آن میپردازد و در نهایت به شعلهور بودن عشق و زیباییهای آن تاکید میکند. شب و شعر به عنوان نمادهایی از جذبه و عشق در این اثر مشهود است.
در زیر نقاب شب این زنگیکان را بینبا زنگیکان امشب در عشرت جان بنشین
هوش مصنوعی: زیر سایهٔ شب، این پرندگان را ببین که در جشن عشق، آرام گرفتهاند.
خلقان همه خوش خفته عشاق درآشفتهاسرار به هم گفته شاباش زهی آیین
هوش مصنوعی: همه انسانها در خواب هستند، اما عاشقان در حال آشفتگی و به هم گفتن رازها هستند. چه خوب که اینگونه رفتار میکنند!
یاران بشوریده با جان بسوزیدهبگشاده دل و دیده در شاهد بیکابین
هوش مصنوعی: دوستانی که در عواطف و احساسات خود عمیقاً درگیرند، با تمام وجود خود زندگی را تجربه کرده و با دلسوزی به زیباییهای غفلتناپذیر عشق نگاه میکنند.
چون عشق تو رامم شد این عشق حرامم شدچون زلف تو دامم شد شب گشت مرا مشکین
هوش مصنوعی: وقتی که عشق تو مرا تسلیم کرد، این عشق برای من ممنوع شد. چون زلف تو مرا در دام انداخت، شب برای من به رنگ سیاه درآمد.
شد زنگی شب مستی دستی همگان دستیدر دیده هر هستی از دیده زنگی بین
هوش مصنوعی: در شب مستی، همه خود را در وجود یکدیگر حس کردند و به نوعی ارتباط برقرار کردند. هر کسی با نگاهی عمیق به خود و دیگران، احساسات و حالتهای درونیاش را به نمایش گذاشت.
آن چرخ فرومانده کآبش بنگردانداین چرخ چه می داند کز چیست ورا تسکین
هوش مصنوعی: چرخش زمین که به درازا ایستاده است، نمیداند که این چرخ (زمین) به چه چیز ربط دارد و چه چیزی میتواند او را آرام کند.
می گردد آن مسکین نی مهر در او نی کینکه کندن آن فرهاد از چیست جز از شیرین
هوش مصنوعی: آن شخص بیچاره نه دوستی و نه دشمنی در دل دارد، چرا که فرهاد به خاطر عشق به شیرین چه سختیهایی را تحمل کرده است.
شه هندوی بنگی را آن مایه شنگی راآن خسرو زنگی را کرد حشری بر چین
هوش مصنوعی: شاه هندی با ویژگیهای خاصش، همانا سرور سیاه پوست، غوغایی بر کشور چین به پا کرد.
شمعی تو برافروزی شمس الحق تبریزیتا هندوی شب سوزی از روی چو صد پروین
هوش مصنوعی: تو همچون شمعی هستی که روشنی میبخشی، شمس الحق تبریزی. تو با روشناییات در دل تاریکی شب میسوزانی، چنانکه از زیباییهای آسمانی پرستاره، درخشانتر هستی.