غزل شمارهٔ ۱۸۸۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای شاد و شادی در وصال معشوق میپردازد. شاعر از عاشقان میخواهد که در این روز خاص، که به نظر روز وصال و زیبایی است، شاد و سرحال باشند. او به عشق و جذابیت معشوق اشاره میکند و از شیرینی و تلخی عشق سخن میگوید، اینکه عشق میتواند هم لذتبخش باشد و هم دردناک. شاعر حضور معشوق را بسیار ارزشمند میداند و افراد را به نوشیدن می و به میهمانی دعوت میکند. در نهایت، او از بیان رازهای عشق به دیگران پرهیز میکند و بر ارزشهای عشق و زیبایی تأکید میکند.
گرت هست سر ما سر و ریش بجنبانوگر عاشق شاهی روان باش به میدان
هوش مصنوعی: اگر تو دارای مقام و پادشاهی هستی، با سر و ریش خود به نشانه فرمانروایی حرکت کن، و اگر عاشق واقعی هستی، باید با جان و دل به صحنه و میدان بیایی.
صلا روز وصال است همه جاه و جمال استهمه لطف و کمال است زهی نادره سلطان
هوش مصنوعی: امروز روز دیدار است، تمام زیباییها و لطفها در این لحظه وجود دارد. چه خوشبختی که چنین پادشاهی در این زمان به وجود آمده است.
کجایی تو کجایی نه از حلقه ماییوگر خود به بهشتی چه خوش باشد بیجان
هوش مصنوعی: کجایی تو که از ما دوری، و اگر خودت هم در بهشت باشی، چه فایدهای دارد وقتی که بیروح و بیاحساس هستی.
یکی چرب زبانی یکی جان و جهانیاز او بوسه به جانی زهی کاله ارزان
هوش مصنوعی: یکی با زبانی نرم و فریبنده سخن میگوید و دیگری وجودی بزرگ و شگرف دارد. از او بوسهای میگیرد که به جان مینشیند، چه خوشبختی که این هدیه با قیمتی ناچیز به دست آمده است.
اگر شیر اگر پیل چنانش کند این عشقچو بینیش بگوییش زهی گربه در انبان
هوش مصنوعی: اگر شیر یا فیل هم چنین احساسی را در دل داشته باشند، عشق او را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. وقتی این احساسات را ببینی، میگویی چه خوب که در این گنجینه عشق غرق شدهای.
چه تلخ است و چه شیرین پر از مهر و پر از کینزهی لذت نوشین زهی لقمه دندان
هوش مصنوعی: این شعر به تضاد احساسات و تجربیات در زندگی اشاره دارد. گاهی زندگی تلخ و گاهی شیرین است، پر از عشق و نفرت. در این میان، لحظات خوشی وجود دارد که به رغم سختیها، لذتبخش و دلنشین هستند.
بیا پیش و مپرهیز و زین فتنه بمگریزبمستیز بمستیز هلا ای شه مردان
هوش مصنوعی: بیا نزدیکتر و از این مشکلات فرار نکن. با شجاعت در برابر این چالشها بایست و مبارزه کن، ای فرمانروای شجاعان!
زهی روز زهی روز زهی عید دل افروزاز آن چشم کرشمه وزان لب شکرافشان
هوش مصنوعی: چه روز زیبا و شگفتانگیز! چه عید شادیآوری! از آن چشمهای جذاب و فریبنده و از لبهای خوشرنگ و دلربا.
بجو باده گلگون از آن دلبر موزونکه این دم مه گردون روان گشت به میزان
هوش مصنوعی: به دنبال شراب سرخی باش که از معشوقهی خوشاندام به دست میآید، زیرا این لحظه ماه زیبا در حال گردش و رقصیده است.
بنوش از می بالا لب و ریش میالاشنو بانگ و علالا ز هر اختر و کیوان
هوش مصنوعی: از شراب بنوش و لب و ریش خود را به آن آغشته نکن. صدای زیبای هر ستاره و سیاره را بشنو.
بیندیش و خمش باش چنین راز مگو فاشدریغ است بر اوباش چنین گوهر و مرجان
هوش مصنوعی: اندیشه کن و سکوت کن، رازهای خود را فاش نکن. ناراحتکننده است که خورشید و زیباییها را با افراد نادان و بیفرهنگ در میان بگذاری.