غزل شمارهٔ ۱۹۱۲
هوش مصنوعی: این شعر از مولاناست و خواستههای شاعر را از ساقی بیان میکند. او میخواهد که ساقی، می را برایش بچرخاند و به او بنوشاند تا بتواند از قضا و قدر فراتر برود و به دنیای بالاتر برسد. شاعر از زمین و دنیای پر از غبار رنج میبرد و به دنبال تصفیه روح و آرامش میگردد. او ابراز میکند که اگر در حال مستی دلش کژ میرود، باید دل را به راه راست هدایت کند. در نهایت، او درخواست میکند که شرابی به او بدهند که در آن جا نگیرد و بتواند آزادانه نوش جان کند.
بیا ساقی می ما را بگردانبدان می این قضاها را بگردان
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، جام ما را پر کن و این قضا و سرنوشتها را به نحو دیگری بچرخان.
قضا خواهی که از بالا بگرددشراب پاک بالا را بگردان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی سرنوشتت تغییر کند، باید نوشیدنی پاک و ناب را به سمت خود جذب کنی.
زمینی خود که باشد با غبارشزمین و چرخ و دریا را بگردان
هوش مصنوعی: اگر زمینی که در آن زندگی میکنیم پر از غبار باشد، زمین و آسمان و دریا را به گردش درآور.
نیندیشم دگر زین خورده سودابیا دریای سودا را بگردان
هوش مصنوعی: دیگر به این فکر نمیکنم که درگیر چه افکاری شدم، بیا و آن دریای افکار و خیالها را به راه بیاور.
اگر من محرم ساغر نباشممرا لا گیر و الا را بگردان
هوش مصنوعی: اگر من اجازه ورود به دنیای نوشیدنیها و لذتها را نداشته باشم، بهتر است که مرا فراموش کنی؛ اما اگر این اجازه را دارم، پس ادامه بده!
اگر کژ رفت این دلها ز مستیدل بیدست و بیپا را بگردان
هوش مصنوعی: اگر این دلها به خاطر مستی و شیدایی به راهی نادرست بروند، دل بیدست و بیپا را به سوی دیگری هدایت کن.
شرابی ده که اندر جا نگنجمچو فرمودی مرا جا را بگردان
هوش مصنوعی: به من شرابی بده که نتوانم در این مکان بمانم، چون تو به من فرمان دادی که جا را تغییر دهم.