غزل شمارهٔ ۱۹۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر از حالت مستی و شادابی خود میگوید و از دوست خود میخواهد که در این حال به او کمک کند. او به جای غصه خوردن برای مسائل دنیا و دیگران، به لذتهای زندگی و زیباییهای عشق توجه کند. شاعر از خوردن شیرینی و شکر صحبت میکند و به عشق و زیبایی یار خود میبالد. او توصیه میکند که به زندگی و جشن و نشاط بپردازند و از قید و بندهای دنیا رهایی یابند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در دنیای شادابی و عاشقانه، باید به خود و به لذتهای زندگی توجه کرد و از غصهها دوری جست.
هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کنچو حریف نیک داری تو به ترک نیک و بد کن
هوش مصنوعی: ای دوست، من اکنون کمی مست شدهام، قدحی دیگر به من بده و کمکم کن. چون تو هم دوست خوبی داری، بیخیال خوب و بد شو و فقط از لحظه لذت ببر.
منگر که کیست گریان ز جفا و کیست عریاننه وصی آدمی تو بنشین و کار خود کن
هوش مصنوعی: به اطراف خود نگاه نکن که چه کسی از ظلم در حال گریه است یا چه کسی بیپوشش است؛ تو خود را مشغول کن و به کارهای خود بپرداز.
نظری به سوی می کن به نوای چنگ و نی کننظری دگر به سوی رخ یار سروقد کن
هوش مصنوعی: به سمت میهم نظر کن و به صدای چنگ و نی گوش بده، سپس نگاهی دیگر به چهرهی یاری با قدی همچون سرو بینداز.
شکرت چو آرزو شد ز لب شکرفروششچو عباس دبس زودتر ز شکرفروش کدکن
هوش مصنوعی: شکر زمانی که به آرزو تبدیل شد، از زبان فروشنده شکر، مانند عباس که دبس (شکر قهوهای) میفروشد، زودتر از آنکه فروشنده شکر را بشناسید، به او مراجعه کنید.
نه که کودکم که میلم به مویز و جوز باشدتو مویز و جوز خود را بستان در آن سبد کن
هوش مصنوعی: اینکه من کودک باشم و خواستار مویز و جوز باشم، به معنای نادانی نیست. تو خودت میتوانی مویز و جوزی که داری را در آن سبد بگذاری.
شکر خوش تبرزد که هزار جان به ارزدحسد ار کنی تو باری پی آن شکر حسد کن
هوش مصنوعی: شکر خوب و دلپذیر ارزش بسیاری دارد، حتی اگر برای به دست آوردن آن حسادت کنی. پس اگر میخواهی به آن شکر دست یابی، حسادت را تجربه کن.
به بت شکرفشان شو ز لبش شکرستان شوجهت قران ماهش چو منجمان رصد کن
هوش مصنوعی: به محبوب دلربا نزدیک شو و از لبهای شیرین او لذت ببر. مانند منجمان که به مطالعه حرکت ماه میپردازند، به رفتار او هم توجه کن و رصد کن.
چو رسید ماه روزه نه ز کاسه گو نه کوزهپس از این نشاط و مستی ز صراحی ابد کن
هوش مصنوعی: به محض اینکه ماه رمضان تمام شد، دیگر نه از کاسه و نه از کوزه خبری نیست. بعد از این، باید از شراب جاودانهی خوشی و شادابی استفاده کرد.
به سماع و طوی بنشین به میان کوی بنشینکه کسی خورت نبیند طرب از می احد کن
هوش مصنوعی: به جای اینکه در جایی بی سر و صدا بنشینی، به جشن و شادی بپرداز و در دل شهر حضور داشته باش، زیرا که هیچکس نمیتواند شادی تو را ببیند و لذت ببرند. با آشامیدن شراب، خود را خوشحال کن.
چو عروس جان ز مستی برسد به کوی هستیخورشش از این طبق ده تتقش هم از خرد کن
هوش مصنوعی: زمانی که روح مانند عروس از مستی و شادابی به دنیای وجود قدم میگذارد، شادیاش به قدری زیاد است که حتی از درون خود نیز احساس میشود و این خوشحالی همچون خورشید میتابد.
ز سخن ملول گشتی که کسیت نیست محرمسبک آینه بیان را تو بگیر و در نمد کن
هوش مصنوعی: اگر از صحبت کردن خسته شدی و هیچکس را برای گفتن خودت مناسب نمیبینی، بهتر است که حرفهایت را در دل نگهداری و آنها را به سکوت تبدیل کنی.