غزل شمارهٔ ۲۰۰۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش شاه میپردازد که به کاهنان بخشش میکند و گنجهای فراوانی را بیزحمت و زیان به آنها عطا مینماید. او به یاران فراخوانی میدهد تا به سوی تخت شاه بروند و از نعمتهای او بهرهمند شوند. شاعر به نور و رحمت شاه اشاره میکند که فراتر از آسمانهاست و حتی به آسمانها نیز نمیتوان به اندازه او اهمیت داد. او بر این نکته تأکید میکند که شاه از هر نظر عظیمتر و کاملتر از جهانیان است، و با تصویرگریهای زیبا، غم و رنج بشر را بیان میکند. در پایان، به جستجوی معانی نهفته در وجود انسانی اشاره میکند و همهی آنها را در فرایند دستیابی به شناخت و حضور در کنار شاه میبیند.
شاه ما باری برای کاهلانگنج میبخشد به هر دم رایگان
هوش مصنوعی: پادشاه ما هر لحظه به بیخبران و نادانان، ثروت و نعمت میدهد بدون هیچ هزینهای.
الصلا یاران به سوی تخت شاهگنج بیرنج است و سود بیزیان
هوش مصنوعی: نماز به دوستانی که به سوی تخت شاه میروند، راحت و بیدردسر است و سودی دارد که بدون هیچ زیانی به دست میآید.
چشم دل داند چه دید از کحل اونور و رحمت تا به هفتم آسمان
هوش مصنوعی: چشم دل از دیدن زیباییها و نعمتها پر است؛ این جمال و رحمت الهی تا عرش خداوندی و آسمانی هفتم را در بر میگیرد.
خود چه باشد پیش او هفت آسمانبر مثال هفت پایه نردبان
هوش مصنوعی: انسان در مقابل خداوند چقدر کوچک و ناچیز است؛ مانند هفت آسمان که به اندازه هفت پایه نردبان میباشد.
ای به صورت خردتر از ذرهایوی به معنی تو جهان اندر جهان
هوش مصنوعی: تو که از خرد کوچکتر از یک ذرهای، اما در حقیقت تو هستی که جهان را در بر دارندهای.
ای خمیده چون کمان از غم ببینصد هزاران صف شکسته زین کمان
هوش مصنوعی: ای آنکه به خاطر غمها مانند کمان خمیدهای، ببین که چگونه صدها صف از دلشکستگان مانند تیرهای این کمان به هم پیوستهاند.
در نشان جویی تو گشته چارچشموآنگه اندر کنج چشمت صد نشان
هوش مصنوعی: در جستجوی نشانههایی از تو، کسی با چهار چشم به دنبال تو میگردد و سپس در گوشهی چشمت، صد نشانه مییابد.
هر نشانی چون رقیب نیکخواهمیبرندت تا به حضرت کشکشان
هوش مصنوعی: هر نشانهای که میبینی، مانند رقیبی دلسوز تو را هدایت میکند تا به مقام و جایگاه عالی برسی.