تناجی
جلال الدین محمد مولوی

غزل شمارهٔ ۲۰۱۶

جان من جان تو جانت جان منهیچ دیدستی دو جان در یک بدن
ای تن ار بی‌او به صد جان زنده‌ایجان طلب کن جان و لاف تن مزن
دل از این جان برکن و بر وی بنهز آنک از این جانی نیاید جان مکن
از قل الروح امر ربی فهم شدشرح جان ای جان نیاید در دهن