غزل شمارهٔ ۲۰۲۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خدا درخواست میکند که جدایی و هجران را برای عاشقان به وجود نیاورد و آنها را در غم و ناله نگذارد. او میخواهد که باغ جان انسانها سرسبز و شاداب باقی بماند و خزان بر دلها سایه نیفکند. شاعر از خدا میخواهد که بر زندگی مردم ظلم و ستم نرساند و آنها را سرگردان نکند. همچنین به خدا تذکر میدهد که نباید خوشیهای این عاشقان را به هم بزند و مانع از شادی آنها شود. او تأکید میکند که جدایی و هجران، تلخترین حس در این دنیا است و از خدا میخواهد که هیچ کاری که منجر به این جدایی و تلخی شود، انجام ندهد.
ای خدا این وصل را هجران مکنسرخوشان عشق را نالان مکن
هوش مصنوعی: ای خدا، این وصال را از جدایی دور نگهدار و خوشحالانی که عاشقاند را نگران نکن.
باغ جان را تازه و سرسبز دارقصد این مستان و این بستان مکن
هوش مصنوعی: باغ جانت را همیشه شاداب و نشاطآور نگهدار و به فکر سرگمیهای زودگذر و این بزمهای مفرح نباش.
چون خزان بر شاخ و برگ دل مزنخلق را مسکین و سرگردان مکن
هوش مصنوعی: چون فصل پاییز بر درختان رخنه میکند و برگها میریزند، دلها را آزار نده و مردم را بینوا و حیران مکن.
بر درختی کآشیان مرغ توستشاخ مشکن مرغ را پران مکن
هوش مصنوعی: بر روی درختی که لانهی پرندهی توست، شاخه را نشکن و پرنده را از آشیانهاش نپرران.
جمع و شمع خویش را برهم مزندشمنان را کور کن شادان مکن
هوش مصنوعی: دشمنان را نابود کن و با جمع و شمع خودت بازی نکن، شادی را برای خودت حفظ کن.
گرچه دزدان خصم روز روشنندآنچ میخواهد دل ایشان مکن
هوش مصنوعی: هرچند دزدان در روز روشن آشکارند و دشمنان هستند، اما به خواستههای دل آنها اهمیت ندهید.
کعبه اقبال این حلقه است و بسکعبه امید را ویران مکن
هوش مصنوعی: این حلقه تنها محل توجه و جمع شدن دلها و امیدهاست، پس نباید آن را خراب کنی.
این طناب خیمه را برهم مزنخیمه توست آخر ای سلطان مکن
هوش مصنوعی: این طناب خیمه را نکش، چون این خیمه متعلق به توست، ای سلطان، این کار را نکن.
نیست در عالم ز هجران تلخترهرچه خواهی کن ولیکن آن مکن
هوش مصنوعی: هیچ چیزی در دنیا تلختر از جدایی نیست؛ هر کاری که میخواهی انجام بده، اما این کار را نکن.