غزل شمارهٔ ۲۰۴۵
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به cautions در زندگی و عشق تاکید دارد. شاعر میگوید که در آبی پاک و روشن غوطهور نباش و دل را از پردهها پنهان نکن. پاکان در اطراف تو نشستهاند و باید خویش را از عزیزان شرمنده نکنی. دل به عشق نعره میزند و اگر بخواهی جان را قربانی کنی، دل را رها نکن. مس که به زر تبدیل میشود، علم دیگری است و آنچه انجام میدهی نمیتواند حقیقی باشد. دوری از دل باعث شدت دوری از بدن میشود. همچنین اشاره میکند که آنچه زیر فشار آسمانها شکل گرفته، نباید در چشم تو جواهر بنماید. هر جا که باشی، حوادثی در راه است و نباید بیدقت باشی. در کل، این شعری است درباره دلسوزی و احتیاط در عشق و زندگی.
تو آب روشنی تو در این آب گل مکندل را مپوش پردهٔ دل را تو دل مکن
هوش مصنوعی: تو همانند آب زلال و شفافی، نگذار قلبت در این دنیای پر از آلودگی و غم گرفته شود. دل خود را پنهان نکن و اجازه نده که آن را آلوده به نگرانی و غصه کنی.
پاکان به گرد در به تماشا نشستهانددل را و خویش را ز عزیزان خجل مکن
هوش مصنوعی: نیکوکاران در اطراف تو نشستهاند و به تماشای تو میپردازند. بنابراین، خودت را و دل خودت را از عزیزانت شرمنده نکن.
دل نعره میزند که بکش خویش را ز عشقور جمله جان نگردی دل را بحل مکن
هوش مصنوعی: دل فریاد میزند که برای عشق خود را رها کن و اگر به جانت لطمهای نزنید، دل را آرام نکن.
مس را که زر کنند یکی علم دیگر استزینها که میکنی نشود زر بهل مکن
هوش مصنوعی: اگر مس را به طلا تبدیل کنند، این کار هنر و دانش دیگری است. هر آنچه که تو انجام میدهی، نمیتواند مس را به طلا تبدیل کند. پس نگران نباش.
دوری بگشت این تن کز دل بگشتهایسی سال دور باشد سی را چهل مکن
هوش مصنوعی: این دوستی و نزدیکی که بین من و تو بود، اکنون به دوری تبدیل شده است. اگر دلی از من دور شده باشد، این جدا شدن برای سی سال به طول خواهد انجامید. پس تو باید از این دوری بیش از حد نترسی و در کارهای خود دست به افراط نزنید.
چیزی که زیر هاون افلاک سوده شداین سرمه نیست دیده از آن مکتحل مکن
هوش مصنوعی: چیزی که در زیر هاونی که آسمانها را فرم میدهد، سابیده شده، این سرمه نیست. پس چشم خود را از آن رنگ نزن.
هنگامههاست در ره هر جا مهای است روبیگاه گشت روز تو خود مشتغل مکن
هوش مصنوعی: در هر مکانی که بروی، با هیاهو و شلوغی رو به رو میشوی. بنابراین بیمعطلی و بیکار ماندن، روز تو را به هدر نده.