غزل شمارهٔ ۲۰۵۰
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به جشن و شادی است و شاعر از محبوبش میخواهد که می آورده و خوشبختی او را تکمیل کند. او به زیباییهای بزم و لذت از زندگی اشاره میکند و از محبوبش میخواهد که بسان مسیح، برکاتی را به او عطا کند و دلها را شاد کند. شاعر همچنین به گشایش و شادی در چهرههای پر رنج اشاره میکند و میخواهد که عمر کوتاه او را به زندگی دائمی تبدیل کند. او از محبوب میخواهد که خانهاش را با عشق و شراب پر کند و به او آرامش ببخشد. در پایان، شاعر خواستار خاموشی و آرامش است و به محبت و توجه محبوبش تکیه میکند.
جانا بیار باده و بختم تمام کنعیش مرا خجسته چو دارالسلام کن
هوش مصنوعی: ای جانم، باده بیاور و بخت مرا کامل کن، زندگیام را خوشبخت و سرشار از شادی کن.
زهره کمین کنیزک بزم و شراب توستدفع کسوف دل کن و مه را غلام کن
هوش مصنوعی: زهره (سیاره زهره) در حال کمین است، و کنیزکی که در میخانه و محفل توست، مانع کسوف (تاری) دل میشود. تو مه را مطیع خود کن و آن را به خدمت بگیر.
همچون مسیح مایده از آسمان بیاراز نان و شوربا بشری را فطام کن
هوش مصنوعی: مانند عیسی که از آسمان غذا میآورد، تو نیز به مردم نان و سوپ برسان و آنها را سیر کن.
مشتی فسرده را به دم گرم بشکفانمشتی گدای را شه بااحتشام کن
هوش مصنوعی: یک مشت خاک خشک را با نفس گرمت زنده کن و یک گدا را با احترام و بزرگی رفتار کن.
این روی پرگره را خندان و شاد کناین عمر منقطع را عمری مدام کن
هوش مصنوعی: این چهرهی زیبا را شاد و خندان کن و زندگی ناپایدار مرا به زندگیای همیشگی تبدیل کن.
ای شوق هر دماغ سر عاشقان بخاروی ذوق هر مقام بر ما مقام کن
هوش مصنوعی: ای شوقی که در هر لحظه به سر عاشقان میزنی، لطفاً با ذوق و شوق خود، هر مقام و موقعیتی را برای ما به مقام و منزلت تبدیل کن.
آن خانه را که جام نباشد چو نیست نورما خانه ساختیم تو تدبیر جام کن
هوش مصنوعی: اگر در آن خانه جامی نباشد، مثل این است که آن خانه وجود ندارد. ما خانهای ساختهایم که نور و زندگی دارد، تو هم باید به فکر تهیه جام و نوشیدنی باشی.
ما را وظیفههاست ز لطف تو صد هزاردرمانده گشت دل که چه گوید کدام کن
هوش مصنوعی: ما به خاطر محبت تو مسئولیتهای زیادی داریم و این باعث شده که دلهایمان در حیرت بمانند که چه باید بگویند و چه تصمیمی بگیرند.
خاموش کن که دوست مجیب است بیسوالنظاره کرم کن و ترک کلام کن
هوش مصنوعی: سکوت کن، چرا که دوست تو پاسخگوست. بدون نیاز به سالها انتظار، از لطف او بهرهمند شو و صحبت را رها کن.