غزل شمارهٔ ۲۰۵۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که به او جفا نکند و رفتارهای تند و جداییآور نداشته باشد. او احساس خشم و ناامیدی را توصیف میکند و از معشوق میخواهد که با دل او که پیوندی عمیق با او دارد، بازی نکند. شاعر به بیتابی خود اشاره میکند و از معشوق میخواهد که از آسیب زدن به او پرهیز کند، چرا که محبت و مهر او برایش بسیار ارزشمند است. در نهایت، او به تنهایی و زخمهای عاطفی خود اشاره کرده و خواستار آرامش و عشق واقعی از سوی معشوق میشود.
میبینمت که عزم جفا میکنی مکنعزم عتاب و فرقت ما میکنی مکن
هوش مصنوعی: تو را میبینم که قصد آزار داری، ولی ای کاش این قصد را عملی نکنی. و همچنین، ای کاش تصمیم به سرزنش و جدایی ما نگیری.
در مرغزار غیرت چون شیر خشمگیندر خونم ای دو دیده چرا میکنی مکن
هوش مصنوعی: در دشت غیرت، مانند شیری خشمناک که در خون خود غوطهور است، ایچشمان من، چرا اینگونه به من نگاه میکنی؟ لطفاً این کار را نکن.
بخت مرا چو کلک نگون میکنی مکنپشت مرا چو دال دوتا میکنی مکن
هوش مصنوعی: اگر قسمت خوشبختیام را مثل قلمی که به خط میافتد، خراب میکنی، پس مرا به حال خود بگذار و مثل دال که دو روی متفاوت دارد، دوگانگی در سرنوشتم ایجاد نکن.
ای تو تمام لطف خدا و عطای اوخود را نکال و قهر خدا میکنی مکن
هوش مصنوعی: تو تجلی تمام نعمتها و بخششهای خدا هستی، از خودت فاصله بگیر و باعث نشو که قهر خدا به تو برسد.
پیوند کردهای کرم و لطف با دلمپیوند کرده را چه جدا میکنی مکن
هوش مصنوعی: عشق و مهری که میان تو و دل من برقرار شده است، چقدر نمیتوانی این ارتباط را از هم جدا کنی.
آن بیذقی که شاه شدهست از رخ خوشتبازش به مات غم چه گدا میکنی مکن
هوش مصنوعی: آن شخصی که به مقام و جایگاه بالایی رسیده و ظاهرش زیباست، چرا خودت را به خاطر غم و ناراحتی به زحمت میافکنی؟ بیفایده است.
آن بندهای که بدر شد از پرتو رختچون ماه نو ز غصه دوتا میکنی مکن
هوش مصنوعی: بندهای که از روشنایی تو جدا شده است، مانند ماه نو میماند. پس از جدایی او، از غم و اندوه دو برابر نشوید.
گر گبر و مؤمن است چو کشته هوای توستبر گبر کشته تو چه غزا میکنی مکن
هوش مصنوعی: اگر کسی کافر یا مؤمن باشد و به خاطر تو کشته شده باشد، بر آن کافر که به خاطر تو شهید شده چه فشار و سختی میآوری؟ دست از این کار بردار.
بیهوش شو چو موسی و همچون عصا خموشمانند طور تو چه صدا میکنی مکن
هوش مصنوعی: بیخبر و بیصدا مانند موسی باش و مانند عصا ساکت بمان، چون کوه طور، چرا فریاد میزنی؟ این کار را نکن.