غزل شمارهٔ ۲۰۵۷
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی عشق، دوستی و جستجوی زیباییهای زندگی میپردازد. شاعر از فرد میخواهد که با قلبی باز در جستجوی یار و زیباییهای طبیعی باشد، و از از هدر دادن زمان و فراموشی لذتهای زندگی پرهیز کند. اشاره به محبت و دوستی در بین تجار و پیامبران نیز نشاندهنده اهمیت عشق و مهربانی است. همچنین، شاعر به مسائل سختیها و رنجها اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که باید با صبر و تلاش، به زیباییهای زندگی نزدیک شد. ایجاد ارتباط عمیق با عشق و توجه به نشانههای زیبا و ارزشمند زندگی پیامی است که از این شعر به خواننده منتقل میشود.
یار شو و یار بین دل شو و دلدار بیندر پیِ سرو روان چشمه و گلزار بین
هوش مصنوعی: با دوست و یار همراه شو و به دل خود توجه کن، سپس معشوق را ببین. در جستجوی زیباییهای زندگی باش و به چشمه و گلزار نگاه کن.
برجه و کاهل مباش در ره عیش و معاشپیشکشی کن قماش رونق تجّار بین
هوش مصنوعی: در زندگی کوتاه خود، بیتحرک نباش و از لذتها و فرصتهای زندگی استفاده کن. تا جایی که میتوانی، برای رشد و شکوفایی کسب و کارت تلاش کن.
جملهی تجّارِ ما، اهل دل و انبیاهمره این کاروان خالق غفّار بین
هوش مصنوعی: تمام بازرگانان ما، افرادی با احساس و عارف هستند و پیامبران نیز همراه این کاروان خالق بخشایندهی بزرگند.
آمد محمود باز بر در حجره ایازعشق گزین عشق باز دولتِ بسیار بین
هوش مصنوعی: محمود دوباره به کنار حجره ایاز آمد، جایی که عشق انتخاب شده است و عاشقانی با توانگری و ثروت حضور دارند.
خاک ایازم که او هست چو من عشق خوعشق شود عشق جو، دلبرِ عیّار بین
هوش مصنوعی: من خاک ایاز هستم، که او مانند من به عشق تمایل دارد. عشق، عشقجو است و محبوبم را مانند دزد زیرک میبیند.
سنّت نیکوست این، چارق با پوستینقبله کنَش بهرِ شُکر باقی از ایثار بین
هوش مصنوعی: این سنت خوب است که به جای آن که فقط به ظواهر نگاه کنی، باید از چیزهای ساده و معمولی هم قدردانی کنی. از ایثار و فداکاری دیگران نیز بیخبر نباشی و شکرگزار آنها باشی.
ساعت رنج و بلا چارق بین میشویبیمرضی خویش را خسته و بیمار بین
هوش مصنوعی: در زمانهای دشوار و پر زحمت، خود را بدون هیچ بیماری و ناراحتی نخواهی یافت. در این لحظات، خستگی و درد روحیات را به وضوح احساس خواهی کرد.
چارق ما نطفه دان خون رحم پوستینگوهر عقل و بصر از شه بیدار بین
هوش مصنوعی: چرم پایی که به پا داریم، ابتدا از خون و رحم مادر شکل میگیرد. گوهر عقل و بصیرت نیز از پادشاهی که بیدار و هوشیار است، به ما میرسد.
گوهر پیشین بنه تا کندت میر دهکهنه ده و نو ستان دانه ده انبار بین
هوش مصنوعی: دُر و گوهرهای قدیمی را جمع کن تا تو را به پادشاهی برساند. در دهکدهای کهنه و جدید، دانهها را به انبار بگذار و به جمعآوری بپرداز.
تا نگری در زمین هیچ نبینی فلکیک دمه خود را مبین خلعت دیدار بین
هوش مصنوعی: هرگاه به زمین نگاه کنی، هیچ چیزی از آن را نخواهی دید، زیرا که نباید لحظهای خود را از دیدن نعمتهای آسمانی محروم کنی.
این سخن در نثار هم به سخن ده سپارپس تو ز هر جزو خویش نکته و گفتار بین
هوش مصنوعی: این جمله نشان میدهد که آنچه میگویی را با دیگران در میان بگذار و از هر بخشی از وجود خود نکات و آموزهها را استخراج کن.