غزل شمارهٔ ۲۰۶۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به محبوب خود خطاب میکند و از او میخواهد که به خانهاش بیاید و روشنایی و زیبایی را به زندگیاش بازگرداند. او از عشق و دلخوشیهای ناشی از این محبت سخن میگوید و از خشم و غم ناخواسته ابراز ناراحتی میکند. شاعر تصریح میکند که در این دنیای پر مشغله، افراد گرفتار عشق و علاقهای هستند که به آنان چسبیده و به بندگی محبوب خود در آمدهاند. در نهایت، او عشق را جاودانه و همیشگی میداند، خواه روزگار چگونه باشد.
بیش مکن همچنان خانه درآ همچنینای ز تو روشن شده صحن و سرا همچنین
هوش مصنوعی: بیشتر از این به خانهات نیا، چراکه این مکان به واسطهٔ تو روشن و پر از زندگی شده است.
باده جان خوردهای دل ز جهان بردهایخشم چرا کردهای چیست چرا همچنین
هوش مصنوعی: دل تو از دنیای بیرون پر شده از نوشیدنی زندگی و حال خوب، پس چرا خشمگین هستی و این همه مشکلات را به جان خریدهای؟ چه چیزی باعث این حالت تو شده است؟
حلقه درآ روی باز بر همه خوبان بتازسجده کنم در نماز روی تو را همچنین
هوش مصنوعی: ای معشوق، به مقررت بیا و بر دلهای همه زیباییها تسلط کن. من نیز در نماز، همانطور که تو را میپرستم، به سجده خواهم افتاد.
ای صنم خوش سخن حلقه درآ رقص کنعشق نگردد کهن حق خدا همچنین
هوش مصنوعی: ای محبوب شیرینزبان، حلقهای در بر بزن و برقص. عشق هرگز کهنه نمیشود و این حق خداست.
هر که در این روزگار دارد او کار و باربنده شدهست و شکار یار مرا همچنین
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا مشغول به کار و تلاش است، در واقع بندهای شده که در جستجوی یار و محبت است.