غزل شمارهٔ ۲۰۷۰
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ لحظاتی است که احساسات تلخ و شیرین زندگی به هم آمیخته شدهاند. شاعر از ترشکردگی و تلخی صحبت میکند و آن را با شکر و عسل مقایسه میکند. او به فروشندگان سرکه توصیه میکند که سریعتر عمل کنند تا این تلخی را مبدل به طعم شیرین کنند. در نهایت، شاعری به پرندهها و زیباییهای طبیعت اشاره میکند و به ذهن معشوقهاش تاکید میکند که باید در سایهٔ عشق و زیبایی زندگی کرد.
یا تو ترش کرده رو! مایه ده شکّرانتنگ شکر میکشد تا بنهد در میان
هوش مصنوعی: یا تو با چهره ترش و ناراحت، من را وادار میکنی که دهانم را باز کنم و شکر را ببلعم، تا اینکه بتوانم شکر را در میان بگذارم.
سرکه فروشان هلا! سرکه بریزید زودتا که عسل پر کند آن شهِ شکّرلبان
هوش مصنوعی: فروشندگان سرکه، هرچه زودتر سرکه را بریزید تا اینکه آن شیریندهن، عسل را پر کند.
سرکهٔ نه ساله را بهر خدا را بریزچونک بریزی بیا تا دهمت من نشان
هوش مصنوعی: سرکهای که سالهاست نگهداری شده، برای خدا بریز. وقتی بریزیش، بیا تا من نشانت دهم.
طوطی جان تو را سرکه نوا کی دهد؟!بلبل مست تو را شرط بود گلستان
هوش مصنوعی: طوطی نمیتواند برای تو آواز بخواند، چرا که بلبل عاشق باید در کنار گلی زیبا باشد تا بتواند خود را نشان دهد.