غزل شمارهٔ ۲۱۲۰
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیباییهای بهار و بازگشت حیات و شادابی میپردازد. در آن به خرمن و جنگلهایی که دوباره جان میگیرند اشاره شده و دشمنی که در برابر این زیباییها ناتوان است. شعاع آفتاب عالم را شاداب میکند و شکوفهها به طنازی میپردازند. درختان با حلوای بیدوشاب پر شدهاند و زندگی دوباره جریان دارد. شاعر با اشاره به نغمههای بهاری و پرندگان، به شروعی تازه و جشن طبیعت میپردازد. همچنین به بازگشت وابستگان به زندگی و خوشحالی موجودات در این فصل اشاره میشود، و سکوت را به عنوان بیانگر اسرار و عمق احساسات معرفی میکند.
دگرباره چو مه کردیم خرمنخرامیدیم بر کوری دشمن
هوش مصنوعی: زمانی دیگر، زمانی که مانند ماه در جلال و زیبایی بودیم، با ناز و افتخار حرکت کردیم و در مقابل دشمنانمان، بیخبر و نادان میرفتیم.
دگربار آفتاب اندر حمل شدبخندانید عالم را چو گلشن
هوش مصنوعی: بار دیگر خورشید به افق ظهور کرد و جهان را مانند گلستان به شادابی و سرسبزی فراخواند.
ز طنازی شکوفه لب گشادهستبه غمازی زبان گشتهست سوسن
هوش مصنوعی: شکوفهی لب مانند یک هنرپیشه با زیبایی خود دلها را میرباید و زبان سوسن هم به زیبایی و جلوهگری خود مشغول است.
چه اطلسها که پوشیدند در باغاز آن خیاط بیمقراض و سوزن
هوش مصنوعی: در باغ، چه لباسهای زیبا و نفیسی با هنر خیاطی که بینهایت ماهر و دقیق است، به تن زیباییها درآمده است.
طبق بر سر نهاده هر درختیپر از حلوای بیدوشاب و روغن
هوش مصنوعی: هر درختی بر سر خود میوههایی دارد که پر از شیرینی و چربی است.
دهل کردیم اشکم را دگربارچو طبال ربیعی شد دهلزن
هوش مصنوعی: من بار دیگر اشکم را به صدا درآوردم، مانند آنکه یک نوازندهی ماهر بر طبل میکوبد.
ز ره گشته ز باد آن روی آبیکه بود اندر زمستان همچو آهن
هوش مصنوعی: از راهی دور و از زیر باد، آن چهره آبی که در زمستان مانند آهن سرد بود.
بهار نو مگر داوود وقت استکز آن آهن ببافیدهست جوشن
هوش مصنوعی: بهار نو زمان تازهای است که در آن داوود (پیامبر) زرهی از آهن ساخته است.
ندا زد در عدم حق کای ریاحینبرون رفتند آن سردان ز مسکن
هوش مصنوعی: در عالم عدم، ندایی به گوش میرسد که میگوید، ای گلها که از جایگاه خود خارج شدهاید، به یاد آنجایی باشید که بودهاید.
به سربالای هستی روی آریدچو مرغان خلیلی از نشیمن
هوش مصنوعی: در زندگی خود با سرسختی و تلاش پیش بروید، مانند پرندگان که به طور جدی و با تلاش از جایگاه خود بالا میروند.
رسید آن لک لک عارف ز غربتمسبح گرد او مرغان الکن
هوش مصنوعی: لکلکی عارف از دوردستها به ما رسید و اطراف او پر است از پرندگانی که به صدای او گوش میدهند.
هزیمتیان که پنهان گشته بودندبرون کردند سر یک یک ز روزن
هوش مصنوعی: گروهی که پنهان شده بودند، یک به یک، از میان روزنها سرشان را بیرون آوردند.
برون کردند سرها سبزپوشانپر از طوق و جواهر گوش و گردن
هوش مصنوعی: سرسبزپوشان با گردن و گوشهای پر از طوق و جواهر به خارج آورده شدند.
سماع است و هزاران حور در باغهمیکوبند پا بر گور بهمن
هوش مصنوعی: در فضایی شاداب و پرانرژی، عدهای از فرشتگان زیبا در باغ به شادی و پایکوبی میپردازند و این شادی در حالی است که یاد گناه و مرگ بهمن در پسزمینه قرار دارد.
هلا ای بید گوش و سر بجنباناگر داری چو نرگس چشم روشن
هوش مصنوعی: ای بید، اگر چشمان زیبای نرگس را داری، گوش و سرت را حرکت بده!
همیگویم سخن را ترک من کنستیزه رو است میآید پی من
هوش مصنوعی: من میگویم که سخن را رها کن، زیرا هر بار که صحبت میکنم، مشکلی به وجود میآید و دعواها به دنبالم میآیند.
نخواهم من برای روی سختشحدیث عاشقان را فاش کردن
هوش مصنوعی: من نمیخواهم داستانهای عاشقی را به خاطر رفتار بیمحبت او فاش کنم.
ینادی الورد یا اصحاب مدینالا فافرح بنا من کان یحزن
هوش مصنوعی: گلها فریاد میزنند ای دوستان مدین، پس خوشحالی کنید و به شادی بپردازید، چون کسی که غمگین است، اکنون باید شاد باشد.
فان الارض اخضرت بنورو قال الله للعاری تزین
هوش مصنوعی: زمین به نور و روشنی سبز و زیبا شده است و خداوند به برهنهها فرمان میدهد که زینت بپوشند.
و عاد الهاربون الی حیاهو دیوان النشور غدا مدون
هوش مصنوعی: در روز قیامت، فراریان به زندگی بازمیگردند و حسابرسی اعمالشان به طور کامل ثبت میشود.
بامر الله ماتوا ثم جاؤاو ابلاهم زمانا ثم احسن
هوش مصنوعی: با فرمان خدا، آنها مردند، سپس زنده شدند و در مدت زمانی بهسختی آزموده شدند و در نهایت به خیری دست یافتند.
و شمس الله طالعه به فضلو برهان صنایعه مبرهن
هوش مصنوعی: خورشید خدا با نعمت و دلیل، روشنی و آثار خود را به وضوح نشان میدهد.
و صبغنا النبات بغیر صبغنقدر حجمها من غیر ملبن
هوش مصنوعی: ما گیاه را بدون رنگی خاص رنگ کردهایم و میتوانیم حجم آن را بدون اینکه به آن فشار بیاوریم، اندازهگیری کنیم.
جنان فی جنان فی جنانالا یا حایرا فیها توطن
هوش مصنوعی: بهشت در بهشت است، ای کسی که در این مکان حیران شدهای، در اینجا اقامت کن.
و هیجنا النفوس الی المعالیفذا نال الوصال و ذا تفرعن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی روحها به سمت بلندیها و افتخارها کشیده میشوند، یکی به وصال و نزدیکی میرسد و دیگری دچار غرور و خودبزرگبینی میشود.
الا فاسکت و کلمهم به صمتفان الصمت للاسرار ابین
هوش مصنوعی: سکوت کن و با آنها به سکوت صحبت کن، چون سکوت برای رازها واضحتر است.