غزل شمارهٔ ۲۱۳۳
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به بیداری و رهایی از خودخواهی و دنیاطلبی است. شاعر به مخاطب میگوید که از خواب غفلت بیدار شود و از وابستگیهای دنیوی آزاد گردد. او اشاره میکند به وجود افرادی احمق در جامعه و از او میخواهد که به بازار حقیقت برود. شاعر به زیباییهای عشق و خداوند اشاره کرده و میگوید که باید رنجها و مشکلات را پشت سر گذاشت. همچنین، بر ضرورت پذیرش و درک عشق، و حضور در مجالس محبت و دوستی تأکید میکند. در نهایت، شاعر از مخاطب میخواهد که در دریای عشق و حقیقت غواصی کند و به عمق این معانی دست یابد.
بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شوبیزار شو بیزار شو وز خویش هم بیزار شو
هوش مصنوعی: از خواب بیدار شو، اکنون که شب به پایان رسیده است. از خودت و دلبستگیهایت دلزده و رها شو.
در مصر ما یک احمقی نک میفروشد یوسفیباور نمیداری مرا اینک سوی بازار شو
هوش مصنوعی: در مصر، فردی سادهلوح به فروش میوهای مانند انبه مشغول است و تو ممکن است به او اعتماد نداشته باشی؛ اما حالا میگویم به بازار برو تا خودت ببینی.
بیچون تو را بیچون کند روی تو را گلگون کندخار از کفت بیرون کند وآنگه سوی گلزار شو
هوش مصنوعی: تو با زیباییات هر بیدلی را دلدار میکنی، چهرهات همچون گل سرخ است و خاری که در دلت بوده از بین میرود. سپس به سوی بستان و گلزار برو.
مشنو تو هر مکر و فسون خون را چرا شویی به خونهمچون قدح شو سرنگون و آن گاه دردی خوار شو
هوش مصنوعی: به هر فریبی که میرسید، دلت را نزن و از خون نترس. چرا خود را مانند قدح، به زمین میزنی و سپس دردی را تحمل نمیکنی؟
در گردش چوگان او چون گوی شو چون گوی شووز بهر نقل کرکسش مردار شو مردار شو
هوش مصنوعی: در بازی چوگان، وقتی که نوبت به تو میرسد، باید شجاع و بیپروا باشی. اگر کسی در این میدان از تو انتقاد کند یا احساسی منفی داشته باشد، نباید به آن توجه کنی و باید با دلسوزی به پیش بروی.
آمد ندای آسمان آمد طبیب عاشقانخواهی که آید پیش تو بیمار شو بیمار شو
هوش مصنوعی: ندای آسمان به گوش میرسد و طبیب عاشقان در حال آمدن است. اگر میخواهی او نزد تو بیاید، باید عاشق شوی و درد عشق را احساس کنی.
این سینه را چون غار دان خلوتگه آن یار دانگر یار غاری هین بیا در غار شو در غار شو
هوش مصنوعی: این سینه را مانند غاری بدان که محل خلوت و آرامش یار است. اگر یار تو، غار است، پس بیا و در این مکان مخفی بر خودت و احساساتت تمرکز کن.
تو مرد نیک سادهای زر را به دزدان دادهایخواهی بدانی دزد را طرار شو طرار شو
هوش مصنوعی: تو انسان نیکوکاری هستی که به دزدان طلا دادهای. اگر میخواهی دریابی که دزد چه کسی است، باید خودت نیز به دزدی روی آوری و در آن زمینه تجربه کسب کنی.
خاموش وصف بحر و دُرّ، کم گوی در دریای اوخواهی که غواصی کنی دم دار شو دم دار شو
هوش مصنوعی: در مورد زیبایی دریا و گوهرهای درون آن کمتر صحبت کن، اگر میخواهی در عمق این دریا کاوش کنی، باید آمادگی آن را داشته باشی و به همراهی با جریانهای آن بپردازی.