غزل شمارهٔ ۲۱۴۳
هوش مصنوعی: این شعر به درخواست معشوقهای نوشته شده که نویسنده از او میخواهد که در زندگیاش بماند و از او جدا نشود. او نگران غم و افسردگی ناشی از جدایی است و به او توصیه میکند که به توطئههای دشمنان گوش ندهد و به دوستیشان ادامه دهد. همچنین میگوید که حسودان نمیتوانند دربارهی کسی خوب سخن بگویند و باید بر روی صداقت و محبت متمرکز باشند. در آخر، شاعر به او خوشآمد میگوید و از او میخواهد که آرامش را در زندگیاش حفظ کند و به وسوسهها توجه نکند.
روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مروعشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو
هوش مصنوعی: تو روشنایی خانه من هستی، پس چرا آن را ترک میکنی و میروی؟ لذت و خوشی مانند شکر برای ماست، پس تو را میخواهم که بمانی و نروی.
عشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنوجان و دلم را به غم و غصه بمسپار و مرو
هوش مصنوعی: بداندیشی را که به من ناز میزند، جدی نگیر. جان و دل خود را به غم و اندوه نسپار و از آن دوری کن.
دشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکنحیله دشمن مشنو دوست میازار و مرو
هوش مصنوعی: دشمن ما و تو را به خاطر خدا خوشحال نکن. فریب دشمن را نخور و دوستت را آزار نده و نرو.
هیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنماآنج سزد از کرم دوست به پیش آر و مرو
هوش مصنوعی: هیچ حسودی در مورد کسی خوب صحبت نمیکند. ای محبوب، بهتر است که از لطف و کرم دوست خود به دیگران کمک کنی و از درگیری دوری کنی.
همچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مدهوسوسهها را بزن آتش تو به یک بار و مرو
هوش مصنوعی: مانند افرادی که به حرفهای بیپایه و افکار منفی اهمیت میدهند، در هر لحظه به خودت نگو که به هر چیز سرسری توجه کن. به وسوسهها توجهی نکن و با یکبار اقدام محکم و قاطع، از آنها فاصله بگیر.