غزل شمارهٔ ۲۱۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جاذبهی یک پری و تاثیر آن بر دل و روح انسانها اشاره دارد. شاعر به توصیف زیباییها و شگفتیهای طبیعی و عواطف انسانی میپردازد و از جریان عشق و احساسات مختلف سخن میگوید. در این شعر، کفر و ایمان، عشق و خسران، و زیبایی و زشتی به تصویر کشیده شدهاند. شاعر به رابطه عمیق میان عشق و زیبایی اشاره میکند و از تحولات روحی که این احساسات به وجود میآورند سخن میگوید. در نهایت، شاعر از فتنه و آشفتگیهای ناشی از این عشق و زیباییها نگران است و دعا میکند که از این مهلکه رهایی یابد.
دیدی که چه کرد آن پری روآن ماه لقای مشتری رو
هوش مصنوعی: دیدی چه کار کرد آن دختر زیبا و آن ماه که مانند مشتری میدرخشد؟
گشتند بتان همه نگونساردر حسن خلیل آزری رو
هوش مصنوعی: همه مجسمهها و بتها به خاطر زیبایی و جذابیت خلیل آزری به حالت تحسین و نیایش درآمدند.
شد کفر چو شمعهای ایمانکورد به سوی کافری رو
هوش مصنوعی: وقتی که ایمان و اعتقاد به خداوند مانند شمعهایی که خاموش شدهاند، محو و ناپایدار میشود، انسان به سویی میرود که به کفر و بیایمانی نزدیک شود.
شد جمله جهان بهشت خندانزان سرو روان عبهری رو
هوش مصنوعی: تمامی جهان با دیدن آن سرو بلند و زیبا، بهشتی شاداب و خندهرو به نظر میرسد.
دارد دو هزار سحر مطلقوای ار آرد به ساحری رو
هوش مصنوعی: او به قدرت سحر و جادو بسیار تسلط دارد و اگر به ساحری روی آورد، میتواند قدرتی فوقالعاده پیدا کند.
افروخت بهار چون گل سرخبر رغم دل مزعفری رو
هوش مصنوعی: بهار مانند گل سرخ بر دل عاشق میدرخشد و شادی و زیبایی را به ارمغان میآورد.
کافور نثار کرد خورشیدبر چهره شام عنبری رو
هوش مصنوعی: خورشید مانند کافور بر چهره شب، زیبایی و درخشندگی خاصی بخشیده است.
شد شیشه زرد همچو لالهزان باده لعل احمری رو
هوش مصنوعی: شیشه زرد رنگ مانند گل لاله شده است، به دلیل آن شراب قرمز رنگ.
فربه شد عشق و زفت و لمتربنهاد خرد به لاغری رو
هوش مصنوعی: عشق به اندازهای رشد کرده که بسیار قوی و چاق شده و به تبع آن، عقل شکست خورده و به لاغری افتاده است.
بر باده لعل زد رخ منتا چند نهد به زرگری رو
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی همچون شراب قرمز بر چهرهام تاثیر میگذارد. تا کی باید با زرگری و ظاهر فریبندهام به این زیبایی بپردازم؟
بس کن هله فتنه را مشورانیا برگردان ز شاعری رو
هوش مصنوعی: کافی است، دیگر از ایجاد آشوب و فتنه دست بردار یا اگر نمیتوانی این کار را بکنی، از شاعری فاصله بگیر.