غزل شمارهٔ ۲۲۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و جذبه الهی صحبت میکند و به جمال و بزرگی معشوقهاش اشاره میکند. او صوفیان را توصیف میکند که به دنبال روحانیتم و خلوص در کوی معشوق آمدهاند. تشنگی و عطش آنها را به سوی معشوق کشانده و به دنبال رحمت و لطف او هستند. شاعر به قحطی روحی اشاره میکند و میگوید که همه به امید و اشتیاق از مشکلات به سوی معشوق میآیند. همچنین، بوی خوشی که خانقاه را پر کرده نشاندهنده حضور و تاثیر معشوق در زندگی آنهاست. در پایان، به قدرت و تاثیر معشوقه بر عالم وجود اشاره میشود.
صوفیانیم آمده در کوی توشیء لله از جمال روی تو
هوش مصنوعی: ما عارفان در کوی تو حاضر شدهایم، به خاطر زیبایی چهره تو که فقط برای خداست.
از عطش ابریقها آوردهایمکاب خوبی نیست جز در جوی تو
هوش مصنوعی: ما از تشنگی و کمبود آب به دنبال آبپاشها آمدهایم و در این مدت به جز در جوی تو به هیچچیز دیگری نمیتوانیم دل خوش کنیم.
هابده چیزی به درویشان خویشای همیشه لطف و رحمت خوی تو
هوش مصنوعی: ای همیشه مهربان و بخشنده، چیزی به درویشان خود عنایت کن.
حسن یوسف قوت جان شد سال قحطآمدیم از قحط ما هم سوی تو
هوش مصنوعی: در سالهای سخت و کمبود، جمال و زیبایی یوسف برای ما مانند غذایی برای جان شد و ما در این زمان دشوار به سوی تو آمدیم.
صوفیان را باز حلوا آرزو استاز لب حلوایی دلجوی تو
هوش مصنوعی: صوفیان به دنبال خواستهای شیرین هستند که از محبت و لطف تو به دست میآورند.
ولوله در خانقاه افتاد دوشمشک پر شد خانقاه از بوی تو
هوش مصنوعی: شب گذشته در خانقاه جنب و جوش و شلوغی زیادی به وجود آمد و فضای خانقاه از عطر حضور تو پر شد.
دست بگشا جانب زنبیل ماآفرین بر دست و بر بازوی تو
هوش مصنوعی: دستت را به سوی زنبیل ما دراز کن، آفرین بر دستان و بازوان تو.
شمس تبریزی توی خوان کرمسیر شد کون و مکان از طوی تو
هوش مصنوعی: شمس تبریزی در فضایی سرشار از نعمت و بخشش پرورش یافته است و همه هستی و موجودات در جلال و عظمت او غوطهورند.