غزل شمارهٔ ۲۳۴۱
هوش مصنوعی: این غزل به دعوت به بیداری و تلاش و عشق اشاره دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که به جای خواب و بیتوجهی، بیدار شود و در مسیر عشق و حقیقت حرکت کند. او به شجاعت و رهایی از شرم و استکبار دعوت میکند و تأکید میکند که عشق والاتر از هر چیز مادی است. همچنین به اهمیت تجربه و عمل در زندگی عرفانی پرداخته میشود و از کسانی که در عوالم کاذب غرق شدهاند خواسته میشود که از این وضعیت خارج شوند و به جستجوی حقیقت بپردازند. در نهایت، شاعر به سادگی و سکوت به عنوان راهی برای درک اسرار اشاره میکند.
سماع آمد هلا ای یار برجهمسابق باش و وقت کار برجه
هوش مصنوعی: ای دوست، نغمههای دلانگیز به گوش میرسد، بیا و با شور و شوق در این رقابت شرکت کن و در زمان انجام کار، با قوت و انرژی پیش برو.
هزاران بار خفتی همچو لنگرمثال بادبان این بار برجه
هوش مصنوعی: تو بارها به زمین افتادی و بیحرکت ماندی، اما حالا مانند بادبان که با کشش و قدرت خود را بالا میآورد، دوباره به اوج میرسی.
بسی خفتی تو مست از سرگرانیچو کردندت کنون بیدار برجه
هوش مصنوعی: مدتی در خواب و غفلت بودی و از خوشیهای زندگی غافل، حال که بیدار شدی، باید از خواب غفلت بیرون بیایی و هوشیارانه عمل کنی.
هلا ای فکرت طیار برپرتو نیز ای قالب سیار برجه
هوش مصنوعی: ای فکر، همچون پرندهای، به پرواز درآئ. ای قالبی که در حرکت هستی، به آسمان برو!
هلا صوفی چو ابن الوقت باشدگذر از پار و از پیرار برجه
هوش مصنوعی: ای صوفی، اگر میخواهی به زمانهی خود برسی، باید از مرزها و محدودیتها عبور کنی و فراتر از سنن کهن قدم برداری.
به عشق اندرنگنجد شرم و ناموسرها کن شرم و استکبار برجه
هوش مصنوعی: به عشق، محدودیتهای شرم و اصول اخلاقی را رها کن و از هرگونه خودپسندی و تکبر فراتر برو.
وگر کاهل بود قوال عارفبدو ده خرقه و دستار برجه
هوش مصنوعی: اگر شخصی که در مقام قوالی و عرفان است، تنبل باشد، تو به او خرقه و دستار بده تا به او کمک کند.
سماح آمد رباح از قول یزدانکه عشقی به ز صد قنطار برجه
هوش مصنوعی: سماحت و بخشش خداوند از عشق و محبت او بیش از هر دارایی و ثروتی ارزشمند است.
به عشق آنک فرشت گوهر آمدچو موج قلزم زخار برجه
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، فرشتهای مانند گوهر به وجود آمده است که مانند موجی دریا از عمق خروشان به سطح آمده است.
چو زلفین ار فروسو میکشندتتو همچون جعد آن دلدار برجه
هوش مصنوعی: اگر موهای تو را مانند زلفهای پرچین و تاب بکشند، تو نیز مانند آن معشوقه زیبا، به جلو پرش کن.
صلایی از خیال یار آمدخیالانه تو هم ز اسرار برجه
هوش مصنوعی: بودیای که صدای یار در خیال به گوش میرسد، تو هم از رموز و اسرار عالم فراتر برو.
بسی در غدر و حیلت برجهیدییکی از عالم غدار برجه
هوش مصنوعی: بسیاری از طریق فریب و نیرنگ به پیشرفت و موفقیت رسیدهاند؛ تو نیز میتوانی از تجربیات یکی از کسانی که با حیلهگری آگاهی دارد، بهرهمند شوی.
بسی بهر قوافی برجهیدیخموشی گیر و بیگفتار برجه
هوش مصنوعی: به خاطر واژهها و قافیهها زیاد از حد خودت را به زحمت نینداز، بهتر است سکوت کنی و بیهیچ سخنی جلو بروی.