غزل شمارهٔ ۲۳۴۲
هوش مصنوعی: این شعر دعایی است به خدا، که در آن شاعر از خدا میخواهد تا مطربان را با نعمت و هنری خاص پر کند و به آنها توانایی و دست و پای قوی عطا کند. شاعر همچنین از خدا میخواهد که عشق را در دلهای آنها قرار دهد و با صدای نغمههایشان، گوشها را پر از پیامهای خوش کند. او به کبوتران عاشق اشاره میکند که در عشق ناله میکنند و از خدا میخواهد که از لطفش، آنها را به حصاری مستحکم حمایت کند. همچنین، شاعر از خدا درخواست میکند که هوش و حوصله را به مدح و ستایشش و الهام بخشد. در انتها، او ابراز میکند که نیازی به درخواستهای بزرگ ندارد و فقط خواهان بخشش و لطف خداوند است.
خدایا مطربان را انگبین دهبرای ضرب دست آهنین ده
هوش مصنوعی: خداوند، به نوازندگان عسل عطا کن و برای ریتم و ضرب، دستانی قوی و محکم ببخش.
چو دست و پای وقف عشق کردندتو همشان دست و پای راستین ده
هوش مصنوعی: وقتی که عشق همه وجودشان را در راه او فدای کردهاند، تو نیز باید خود را به طور کامل و بیچون و چرا در خدمت عشق قرار دهی.
چو پر کردند گوش ما ز پیغامتوشان صد چشم بخت شاه بین ده
هوش مصنوعی: وقتی که ما از پیامهای آنان پر شویم، صد چشم بخت، خوشبختی را به شاه نشان میدهد.
کبوتروار نالانند در عشقتوشان از لطف خود برج حصین ده
هوش مصنوعی: آنها مانند کبوتران در عشق تو مینالند و از محبت خود، دژ محکم را شکسته و به سوی تو میآیند.
ز مدح و آفرینت هوشها راچو خوش کردند همشان آفرین ده
هوش مصنوعی: با ستایش و تحسین تو، همهٔ ذهنها شگفتزده و خوشحال شدهاند، پس همه به تو افتخار میکنند.
جگرها را ز نغمه آب دادندز کوثرشان تو هم ماء معین ده
هوش مصنوعی: دلها را با نغمهای سیراب کردند و از سرچشمه پاکی به آنها زندگی بخشیدند. تو نیز میتوانی آب زلالی به دیگران بدهی.
خمش کردم کریما حاجتت نیستکه گویندت چنان بخش و چنین ده
هوش مصنوعی: من سکوت کردم، ای مهربان، نیاز نیست که کسی بگوید به تو چه بدهند و چگونه کمک کنند.