غزل شمارهٔ ۲۵۳۷
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به درد و رنج دل خود از بیخودی و بیماری میپردازد و بیان میکند که اگر قضا و قدر الهی از او بشنود، قادر است از اسرار عشق و هجران بگوید. او اشاره میکند که در نبود عقل، زندگی پر از پریشانی و افسانه میشود و انسانها از خرد دور میشوند. شاعر از عقل و شور و شوقی که در دل خود دارد سخن میگوید و به مسلمانان توصیه میکند که دلهای خود را حفظ کنند و از او دوری جسته و نظاره نکنند.
مگردانید با دلبر به حق صحبت و یاریهر آنچ دوش میگفتم ز بیخویشی و بیماری
هوش مصنوعی: شاید نمیدانید که وقتی با معشوق صحبت میکنم و او را کمک میکنم، هر آنچه را که دیروز درباره بیتابی و درد دل گفتم، به حق بیان میکنم.
وگر ناگه قضاء الله از اینها بشنود آن مهخود او داند که سودایی چه گوید در شب تاری
هوش مصنوعی: اگر ناگهان ارادهی خداوند به این امر تعلق گیرد، آن معشوق خود بهتر میداند که در دل دیوانهاش در شب تار چه میگذرد و چه احساسی دارد.
چو نبود عقل در خانه پریشان باشد افسانهگهی زیر و گهی بالا گهی جنگ و گهی زاری
هوش مصنوعی: وقتی عقل در خانه نباشد، اوضاع آشفته و بینظم خواهد بود. گاهی ماجراها به هم میریزد، گاهی آرامش میکند و گاهی به جنگ و جدل میانجامد، و گاهی هم به گریه و نالیدن.
اگر شور مرا یزدان کند توزیع بر عالمنبینی هیچ یک عاقل شوند از عقلها عاری
هوش مصنوعی: اگر خداوند شور و شوق مرا در بین مردم پخش کند، هیچکس عاقل نخواهد شد و همه از عقل خود بیبهره خواهند بود.
مگر ای عقل تو بر من همه وسواس میریزیمگر ای ابر تو بر من شراب شور میباری
هوش مصنوعی: ای عقل، آیا تو همهی وسواسهایت را بر من نازل میکنی؟ ای ابر، آیا تو شراب شور را بر من میبارانی؟
مسلمانان مسلمانان شما دلها نگهداریدمگردا کس به گرد من نه نظاره نه دلداری
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، شما باید دلهای خود را حفظ کنید و مراقب باشید که هیچکس به دور و بر من نیاید، نه کسی که نظارهگر باشد و نه کسی که دلدار یا مونس من شود.