غزل شمارهٔ ۲۶۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و وابستگی عمیق نسبت به یک مکان و حال و هوای آن اشاره دارد. شاعر از زیباییهای محیط خود میگوید و چنانکه با وجود مشکلات و مشکلات زندگی، اینجا را ترک نمیکند. او به عشق و زیباییهای آن اشاره کرده و تأکید میکند که بدون عشق، زیباییها خالی از معنا هستند. در نهایت، شاعر شمس تبریزی را به عنوان منبعی از صفا و نور ذکر کرده و از عمیقترین احساسات انسانی سخن میگوید.
ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایییا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
هوش مصنوعی: ما از این مکان نمیرویم، ای دوست، به جایی دیگر. ای کاش در اینجا هر لحظه را تماشا کنیم، زیرا چقدر اینجا زیبا و دلنشین است.
هر گوشه یکی باغی هر کنج یکی لاغیبیولوله زاغی بیگرگ جگرخایی
هوش مصنوعی: در هر گوشه یک باغ سرسبز و زیبا وجود دارد و در هر گوشه دیگری چیزی لاغر و بیجان مشاهده میشود. اینجا خبری از زاغ و زوزهکشیدن گرگهای خطرناک نیست، و همه جا آرامش و امنیت حاکم است.
افکند خبر دشمن در شهر اراجیفیکو عزم سفر دارد از بیم تقاضایی
هوش مصنوعی: خبرهایی در شهر درباره دشمن پخش شده که نشان میدهد او تصمیم سفر دارد و از حراس درخواست یا تقاضایی پیش آمده است.
از رشک همیگوید والله که دروغ است آنبیجان کی رود جایی بیسر کی نهد پایی
هوش مصنوعی: این بیت به این معنا است که شخصی از حسادت و غصه میگوید، که چگونه یک موجود بیجان میتواند بدون سر یا بدن جا به جا شود یا حرکتی بکند. او به وضوح اشاره میکند که چنین چیزی ممکن نیست و این بیان نشاندهنده تعجب و انکار او از وضعیت موجود است.
من زیر فلک چون او ماهی ز کجا یابماو هر طرفی یابد شوریده و شیدایی
هوش مصنوعی: من مثل ماهی زیر آسمان، در جستجوی او هستم. او در هر طرفی شوق و دیوانگی را پیدا میکند، اما من از کجا میتوانم او را بیابم؟
مه گرد درت گردد زیرا که کجا یابدچو چشم تو خماری چون روی تو صحرایی
هوش مصنوعی: ماه به دور چهرهات خواهد چرخید، زیرا که در کجا میتواند به مانند چشمان تو مستی بیابد، مانند اینکه چهرهات صحرایی وسیع است.
این عشق اگر چه او پاک است ز هر صورتدر عشق پدید آید هر یوسف زیبایی
هوش مصنوعی: این عشق به هر شکلی که باشد، حتی اگر معصوم و خالص باشد، میتواند جلوهگاه زیبایی باشد که مانند یوسف، دلفریب و جذاب است.
بیعشق نه یوسف را اخوان چو سگی دیدندوز عشق پدر دیدش زیبا و مطرایی
هوش مصنوعی: بدون عشق، برادران یوسف او را مانند یک سگ نگریستند، اما پدرش او را به خاطر عشق زیبا و باارزش دید.
گر نام سفر گویم بشکن تو دهانم رادوزخ کی رود آخر از جنت مأوایی
هوش مصنوعی: اگر درباره سفر حرف بزنم، دهانم را ببند، زیرا جهنم از بهشت دور نمیشود.
من بیسر و پا گشتم خوش غرقه این دریابیپای همیگردم چون کشتی دریایی
هوش مصنوعی: من بدون هیچ چیز و سر و پای خود بیخبر از همه چیز در این دریای بیپایان غوطهور شدهام و مانند یک کشتی دریاگرد میچرخم.
از در اگرم رانی آیم ز ره روزنچون ذره به زیر آیم در رقص ز بالایی
هوش مصنوعی: اگر مرا از در طرد کنی، از روزنهای کوچک به درون میآیم و مانند ذرهای در زیر، به خاطر بلندی سرم، به رقص در میآیم.
چون ذره رسن سازم از نور و رسن بازمدر روزن این خانه در گردش سودایی
هوش مصنوعی: زمانی که مانند یک ذره کوچک میشوم و از نور رشتهای میسازم، به اینجا در خانه میآیم و در حال چرخش در فکر و خیال هستم.
بنشین که در این مجلس لاغر نشود عیسیبرگو که در این دولت تیره نشود رایی
هوش مصنوعی: بنشین و در این محفل آرامش کن، تا عیسی (نماد نجات و امید) در جایی که تو هستی، دچار کمبود و نقص نشود. به کسی بگو که در این وضعیت ناامیدکننده، نظری نداشته باشد که اوضاع بهتر نمیشود.
بربند دهان برگو در گنبد سر خودتا ناله در آن گنبد یابی تو مثنایی
هوش مصنوعی: سکوت کن و از درون خود حرف بزن تا بشنوی صدای نالهات را که به شکلی موزون و آهنگین شنیده میشود.
شمس الحق تبریزی از لطف صفات خوداز حرف همیگردد این نکته مصفایی
هوش مصنوعی: شمس الحق تبریزی با نیکیهایش، این نکتهی روشن و زیبایی را بیان میکند.