غزل شمارهٔ ۲۶۱۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان فضائل و معایب افرادی پرداخته که در جامعه به دنبال لذتجویی و شهرت هستند. اشاره به هشیاران و مردم غوغایی میکند که در زندگی خود به دنبال چیزهای بیاساسند. همچنین به سگی حکمتآمیز اشاره میشود که نمیداند جز جنگ چه چیزی مهم است. شاعر با استفاده از تمثیلها به نوعی از حالت روحی و شادمانی اشاره دارد که در خمخانه (محل نوشیدن) وجود دارد و تشویق میکند که از زیباییهای زندگی لذت برد. او به مستی و سرخوشی میپردازد و دعوت میکند که از این فضیلتها بهرهمند شوند.
هم پهلوی خم سر نه، ای خواجهٔ هرجاییپرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی
هوش مصنوعی: ای خواجهٔ سرگشته، از درستی و هشیاری پرهیز کن و خود را با آدمهای شلوغ و بیخبر درگیر نکن. در برابر حقیقت سر فرود نیاور و تطهیر کن.
هشیار به سگ ماند جز جنگ نمیداندتو جنس سگ کهفی از جنگ مبرایی
هوش مصنوعی: هشیار مانند یک سگ است که تنها از جنگ و نزاع آگاهی دارد و نمیتواند به جز درگیریها چیز دیگری بداند. تو هم همچون آن سگ، از میدان جنگ و نزاع جدا نمیافتی.
سر بر در خمخانه زد آن سگ فرزانهچون دید در آن درگه شکر و شکرافزایی
هوش مصنوعی: سگ حکیم و دانا، بر در خانه ی شراب رفت و چون زیبایی و شیرینی آنجا را دید، با شگفتی به در کوبید.
بیرون مرو ای خواجه زین صورت دیباچهاین جاست تماشاها تو مرد تماشایی
هوش مصنوعی: ای دوست، از این دنیای زیبا دور نشو، چون اینجا جایی است برای تماشای زیباییها. تو خود یک تماشاچی برجسته و ویژهای.
بس مست طرب خورده آهنگ برون کردهدر سرکه درافتاده آن خوش لب حلوایی
هوش مصنوعی: دوست خوشصدا، سرگوشی مشغول آواز و شادی است و او که سرش مستی و شوق دارد، حالا در حالی است که در میوه تازه و خوشمزهای غوطهور شده است.
سر پهلوی آن خم نه کوزه به بر خم بهبجهی به سوی او جه ای مست علالایی
هوش مصنوعی: دستوراتی که به آن اشاره شده، به نوعی میگوید که در کنار ظرفی خمیده، کوزهای قرار دارد و این تصویر به ما حس نزدیکی و ارتباطی را میدهد. در این بین، شخصی مست و شاداب به سوی آن کوزه مینگرد و این حال و هوا به طور کلی حس سرخوشی و از خود بیخود شدن را به تصویر میکشد.